تبليغاتX
وبلاگ گروهی حامیان وهواداران یعقوب مهرنهاد مبارز
بخشی از گزارش مشروح سازمان عفو بین الملل:

...بنا به گزارش، شش عضو انجمن جوانان صدای‌ عدالت، یک سازمان غیر دولتی شناخته شده دارای مجوز از سازمان ملی‌ جوانان، در اوایل مه 2007 دستگیر شده‌اند.   رییس انجمن، یعقوب مهرنهاد به قرار اطلاع پس از شرکت در یک جلسه در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان که ظاهرا با حضور فرماندار زاهدان برگزار شده بود، دستگیر شده است. [96]   معلوم نیست که آیا پنج عضو دیگر نیز در این جلسه بوده‌اند یا خیر.   سه نفر از آنان (به نام‌های سنگک زهی، خانه گیر و رضا قزاق) بنا به گزارش سه روز بعد آزاد شده‌اند، [97] و ابراهیم مهرنهاد و نصیر براهوئی در حول و حوش 7 ژوئیه 2007 آزاد شدند، [98] ولی اعتقاد بر این است که یعقوب مهرنهاد هم‌چنان در بازداشت به سر می‌برد و ظاهرا دسترسی به خانواده یا وکیلی که خود انتخاب کرده باشد ندارد.   معلوم نیست که آیا به او و دیگرانی که آزاد شده‌اند تفهیم اتهام شده است یا خیر...

متن کامل گزارش عفو بین الملل را در ادامه مطلب ببینید... 




ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

قریب به۵ماه هست که آقای یعقوب مهرنهاد رهبر تشکل عظیم ومردمی انجمن جوانان صدای عدالت بدون هیچ توجیح منطقی در بازداشت به سر می برد واز وضعیت وی خبری در دست نیست.وخدا می داند در چه شرایطی به سر می برد.امیدواریم مسئولین امر تصمیم جدیدی در این باره اتخاذ کنند وگرنه ما دانش جویان خود وارد میدان شده وسرنوشت خویش را تغییر می دهیم...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

دانشجویان عضو انجمن جوانان صدای عدالت،در اولین روز ماه مبارک رمضان بیانیه ای در رابطه با وضعیت زندانی سیاسی آقای یعقوب مهرنهاد منتشر کرده است.
متن این بیانیه به این شرح است:

ماران دوش ضحاک استبداد ، هنوز در پي بلعيدن انديشه و جان جوانان پاک اين ديارند. حديث مکرر اين عقل سوزي و آزادي ستيزي ، ديري است که هر صبح و شام،در کوچه هاي اين شهر خراب آباد طنين افکنده است. بار ديگر اين خشونت عريان تيغ جفا برکشيده و عزم بر خاموش کردن صدايي نموده است که البته هيچگاه به سکوت نخواهد گراييد.

جوانان و دانشجويان ، اين مبارزان راه آزادي و عدالت ، گرچه سالهاست تحت انواع فشارها و محدوديتها قرار گرفته اند ، اما در ميان همه ضرباتي که بر پيکر جامعه ما روا داشته شده ، ۶ اردیبهشت ، البته جايگاه ويژه اي دارد. فاجعه اي که عمق عناد استبداد را با جامعه مدنی عيان نمود و کهن کينه تحجر را از جوانان عدالتخواه بيان کرد. گرچه فشار و تهديد و حذف هيچگاه نتوانسته است ستونهاي پوسيده کاخهاي مستبدين را از فرو ريختن مصون دارد ، اما جايي که تدبير جاي خويش را به اختناق وانهد ، هميشه جوانان و روشنفکرانند که تاوان بي خردي ها را با جان و زندگي خويش مي پردازند.

امروز يکي از ياران دبستاني ما ،یعقوب مهرنهاد  ، شاخه همخون جدا مانده ما ، از پس سالها رنج و مرارت با کوله باري از ايستادگي و استقامت ، در شرايط خطيري قرار دارد. اخطار بر خطري که جان و روان او را تهديد مي کند ، اولين وظيفه ما و تلاش در جهت آزادي او دومين گام ما بوده ، هست و خواهد بود.یعقوب مهرنهاد  ، اين نماد مظلوميت و مقاومت جامعه مدنی با شرايطي توانفرسا دست به گريبان است. شرايطي که سکوت در برابر آن ، زمينه ساز تداوم ۵ ماهه آن گرديده است. جامعه مبارزين صادقي که در راه آزادي و عدالت از زندگي خويش دل بريده اند را هيچگاه از ياد نبرده و نيز نبايد فراموش نمايد. مبارزيني که نه در پي نام و مقام و جاه براي خود ، که در آرزوي آزادي و عدالت و رفاه براي مردم خود برخاسته اند. پاسداشت اينان ، نه تنها تقدير از ايثار آنان که ضامن تحقق آرمان آنان است. بگذار مستبدين بدانند و از آن نيز بر خود بلرزند که امروز یعقوب مهرنهاد  خانواده اي به پهناي همه ايران دارد. دانشجويان آگاه اين مرز و بوم همگي خواهران و برادران اويند و اميد آزادي و حضور او را در سر دارند.

باري سرگذشتیعقوب مهرنهاد   آينه تمام نماي سرنوشت مبارزيني است که در اين ديار جور ، به احکامي ظالمانه گرفتار شده اند ، حبس کشيده اند ، زجر ديده اند و از حقوق انساني خويش به تمامي محروم گرديده اند.مبارزيني که نه تنها خود به چنگال بي عدالتي گرفتار گشته ، بلکه خانواده و نزديکان آنان نيز طعم تلخ تازيانه ظلم را با تمام وجود چشيده اند. راستي کدام وجدان انساني است که بتواند اين قصه پر غصه را بشنود و دم بر نياورد. کدام فطرت حق طلبي است که اين تصوير دلخراش را ببيند و فرياد نکشد. اعتراض ما نه صرفا به نقض جدي حقوق بشر در مورد یعقوب مهرنهاد و ساير زندانيان سياسي است ، که علاوه بر آن روند بازداشت۵ماهه او را از زندگي سالم بي بهره ساخته و بيش از آن جامعه را از توان و فکر و انديشه او محروم نموده است. به همين دليل نيز خواسته ما نه تنها قطع نقض حقوق او و بهبود شرايط فعلي او که بيش و پيش از آن آزادي بدون قيد و شرط و سريع اوست.

در اين ميان ترديدي نيست که قدرت مطلق العناني که به زور تيغ او را به حبس کشانده و دشنه دشمني را به قصد تن و روان او افراشته است ، جز با نيروي بي پايان مردم ، به تسليم ، تمکين نخواهد نمود. گرچه انتقاد لازم است اما اين قدرت مادي تنها به سلاح نقد نيست که در مقابل خواست مردم سر فرود مي آورد. آري آزادي حقي است که نه تنها آگاهي از آن ، که اراده جدي بر تصاحب آن نيز ، براي تحققش لازم است.

داستان یعقوب مهرنهاد  مصداق سلب آزادي و نقض عدالت توامان است.پس بر تمام آزاديخواهان و عدالت طلبان ، با هر فکر و عقيده و روشي است که در نهادن مهر خاتمت بر آن حکايت تلخ بکوشند و کابوس شوم فقدان یعقوب مهرنهاد  را از تعبير باز دارند. در اين ميان دانشجويان البته نقش ويژه اي بر عهده دارند. نقشي که ايفاي آن رشادت و شجاعتي در خور آرمان بلند آزادي و برابري را مي طلبد. بياييد دست در دست هم ، يکدل و يک صدا ، در کنار ساير گروههاي سياسي و حقوق بشري ، در جهت آزادي یعقوب مهرنهاد و يکايک زندانيان سياسي ، فرياد بر آوريم.

زمان سکوت گذشت. دوران گفتن نيز سپري گشته است. امروز پايمردانه قدم در راه آزادي  مهرنهاد  نهادن وظيفه ماست. وظيفه اي که شايد کوتاهي در انجام آن ، تکرار فاجعه فقدان مبارزي ديگر را در پي خواهد داشت. پس بکوشيم تا اين دوران سياه به سپيدي گرايد و بمانيم تا اين شام تيره به صبحي روشن بدل گردد.
دانشجویان  استان سیستان وبلوچستان
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

اگر مخالف سرکوب مدنیت وموافق آزادی آقای مهرنهاد هستید می توانید کد2123571 را به شماره30009324   ارسال نمایید.

- در حال حاضر امکان ارسال اس‌ام‌اس با خطوط تاليا و ايرانسل نمی باشد.

با تشکر:

اعضای انجمن جوانان صدای عدالت وحامیان وهواداران آقای یعقوب مهرنهاد(مبارزبلوچ)

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

پیروزی هر ملتی در گرو اتحاد وهمبستگی انهاست،وجای تعجب است که دشمنان بلوچ واهلسنت برای از بین بردن ملت مظلوم وستمدیده بلوچ با هم یکی شدند تا سرزمین مان را از ما بگیرند.

و یکی از اهداف استعماری آنها از بین بردن وحدت ما وشاخه شاخه نمودن ما هستند.آنها چشم دیدن آن را ندارند تا ما برادروار جلوی ظلمهایی که برما روا داشته اند مقاومت وایستادگی نماییم.

واین بر همگان روشن است که آنان همیشه با استفاده از دستگاهها وامکانات تبلیغاتی بر علیه گروهها وچهره های مبارز بلوچ سخن پراکنی می کنند تا شاید به زعم خود از محبوبیت رهبران مبارزاتی بلوچ بکاهند و باید به آنها متذکر شد که این خیال است و محال است وجنون.

حال روی سخن ما به طرف برادران بلوچ مان هست که گول شیطنت های دشمنان را نخورند وبرای مبارزه همه جانبه در یک خط واحد بایستند تا هرچه زودتر ان شاءالله شاهد پیروزی مان باشیم.

تعدادی از افراد به ظاهر بلوچ چند وقتیست که سعی دارند چهره مردمی آقای مهرنهاد را تخریب نمایند وکمپانی های تبلیغاتی ودروغ پراکنی رژیم در این جهت دوباره فعال گشته اند وآنان تحت لوای نقد وسوال سعی بر از هم گسیختن اتحادمان را دارند.

خب آنان چگونه از کسی سوال می کنند که به دلیل اسارت توان پاسخگویی ندارد و این معلوم می کند که سوال کنندگان غرض ومرض هایی دارند.لذا از وبلاگ های ارتباط جمعی بلوچستان می خواهیم هدف خود را روشن ومشخص نمایند ومطالبی که با منشور واهداف آنها مطابقت دارند را منتشر نموده واز نشر مطالب کذب وغیر واقعی بپرهیزند .و دفاع از بلوچستان واهلسنت را در اولویت کاری خود قرار دهند.

ما تعدادی از دانشجویان بلوچ دست اتحاد وبرادری را به طرف ملت بلوچ واهلسنت دراز می کنیم واز آنها می خواهیم با هوشیاری بیشتری به مبارزه خود ادامه دهند.

ما پیروزیم چون حق با ماست

مبارز بلوچ

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

شوق مان بود که که با فعالیت مدنی دموکراسی را در جمهوری اسلامی تجربه خواهیم کرد. بندهای بندگی ازهم خواهد گسست. دیگراز رد زنجیر وتازیانه، صفحات تاریخ مان سیاه نخواهد شد. مژده می دادند که آن دشنه خون آلود که ازغلاف سازمان اطلاعات وامنیت کشوربرآمده و قلب مبارز زنان ومردان ایران زمین را دریده شکسته خواهد شد. وعده آن بود زندانی سیاسی وشکنجه انسان به دست انسان جزنقل سینه نیاکان دیگرهیچ مصداقی دراین سرزمین نیابد. قراربود سانسورجراید برای همیشه ملغی شود تا غنچه مطبوعات درفضای استقلال وآزادی قلم بشکفند. چه نهال های آرزو غرس شد تا سرسلسله همه خواست ها وقدم ها آزادی باشد. و... وچون چشم گشودیم درپس احتزاز بیرق های سیاه بازچوبه های دار بود که رقص حبس را به جنبش می آورد. ودیگربارباستیل ما بازداشتگاه شد که هرچه آزاده یافت درچنبره بی ترحم خود فرو کشاند. پیش از آنکه سحرگاه پرده ازرخسار شب برکشد، دست بیداد یک کهکشان ستاره را یکجا اسیرکرد.

 وباردیگر چه قلم ها که شکستند. چه انسان ها که به جرم آگاه بودن وآگاه ساختن سلاخی شدند وبا چه تهتکی برچهره جامعه ومدنیت تیغ کشیدند. ساحت دانشگاه را به خون آغشتند. امااز18 تیر۶ اردیبهشتی دیگر تولد یافت. دفتر انجمن را بستند .کتاب هارا سوزاندند. بردست ها و پاها دستبند وپابند زدند. چشمهارا حتی دردرون سلول های انفرادی هم چشم بند زدند تا شاید انسان ها- حق ، عدالت و آزادی را ازیاد ببرند. حرکت و صدا ، اجتماع و گروه و نماد وهویت مستقل انسانی را دشمن امنیت (خود) خواندند. تا انسان ها با فراموش کردن انسانیت خود تبدیل به جماداتی مطیع و بی اراده شوند. حقوق جوانان را پایمال کردند. عدالتخواهان را به بند آوردند وبی شرمانه درقاموس قدرت ثبت کردند که جوان، آزادی ، حقوق بشرهمچنان محاط درخط قرمزودرشمارواژگانی ثبت شود که مفهومی جز دشنام ازآن فهم نگردد. اما اعضای انجمن جوانان صدای عدالت زنده اند...و مهر، ماه ازسرگیری کارزاربرای آزادی است.ما جمعی ازفعالین دانشجویی ،فرهنگی ،زنان واقوام دردرون مرز درجهت محکوم کردن رویه های ضد حقوق بشرحاکمان وبرای آزادی کلیه زندانیان سیاسی به ویژه فعال مدنی ایران آقای یعقوب مهرنهاد کارزاردفاع ازحقوق بشر وزندانیان سیاسی را اعلام نموده ودست یاری به سوی کلیه مبارزان راه آزادی و دمکراسی و مدافعان حقوق بشردرداخل وخارج ازکشور صرف نظرازتعلقات حزبی و گروهی درازمی کنیم.ما به منظور عینیت یافتن این کار زار ودفاع ازحقوق معلمان و دانشجویان و کلیه زندانیان سیاسی روز اول مهر را روز همبستگی با آنان اعلام می کنیم

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

یعقوب مهرنهاد همیشه می گفت:

به هرجا ناتوان دیدی توان باش

                                                 به سود مردم خاموش زبان باش

دبیرکل محترم انجمن جوانان صدای عدالت همیشه جمله بالا را به اعضای انجمن گوشزد می کرد وخود بر این گفتار عامل بود تا جایی که هرجا ناتوانی احساس نیاز می کرد حتما مهرنهاد عزیز به یاریش می شتافت واز حقوق مردم مظلوم بلوچ دفاع می کرد وی همیشه به سود مردم بی زبان سخن می گفت...

اما او فقط بخاطر دفاع از حقوق مردمش وبه خاطر فعالیت های مدنی ومسالمت آمیزش دستگیر وبازداشت گردید و قطعا ادامه روند بازداشت ایشان مردم خاموش زبان را بیدار خواهد نمود واین بیداری دیگر نخواهد خفت...

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

(دادستان کل کشور)شکنجه حرام است.

 

اینکه سیاستمداران فقط در گفتن جملات زیبا وبیان حقایق درانظار عمومی گوی میدان را همیشه می ربایند، شکی نیست.

قدرتهای گروهی برای ایجاد اعتماد عمومی وجلب نظر عوام همیشه از ترفندهای کلامی وگفتن مطالب بشر دوستانه ومردم پسند استفاده میکنند، وبه دوام سلطه سیاسی خویش ادامه می دهند.

عدالت ورعایت حقوق بشر از مضامین مقدسی هستند که همیشه توسط حاکمان مستبد در جهان سوم بیشتر تبلیغ شده، ولی هیچگونه اعتقاد عملی به آن ندارند. حتی با دست آویز قرار دادن این بدهیات جامعه، مخالفان خویش را نیز از بین میبرند.

اما از دولتها وحکومتهاییکه خود فرایندی، از جوشش مردم بر علیه سلطه جبر بوده، انتظار بر این است که مضامین بشری را همیشه رعایت، ومورد عمل قرار دهند،نه فقط تبلیغ وتفسیر نمایند.

نظام جمهوری اسلامی توسط مردم جهت پیشبرد عدالت واحقاق حقوق جامعه ایجاد گردیده است. اما امروزه شاهد عدم تطبیق خواسته مردم وعمل حکومت میباشیم .

اختناق وتکیه تمام عیار به قدرت قهریه وعدم تحمل انتقاد سیاسی وتبعیض در تقسیم قدرت منطقه ای، رویه های غیر مدنی وضد ارزشی میباشند، که در راستای حفظ قدرت گروهی، در برابر مردم بکار میروند . درحالیکه وجود این نظام، خود مدیون همت مردم میباشد.

گفته دادستان کل کشور  در حالی در رسانه های مختلف منتشر گردیده که ما شاهد شکنجه جوانان فعال مدنی در بازداشتگاهای امنیتی در سیستان وبلوچستان هستیم.فشارهای مختلف روحی ،روانی وجسمی بدون کوچکترین ترحمی در سلولهای تاریک اعمال میگردد.علی الخصوص جوانان بلوچ با بهانه های واهی امنیتی!!! تحت شکنجه های مختلف قرار میگیرند،وتحقیر میشوند.

حال سوال از دادستان کل کشور این است که آیا این شکنجه ها حرام نیستند ؟یا توجیح مذهبی وعقیدتی دارند؟؟؟؟!!

به امید آزادی جناب آقای یعقوب مهرنهاد فعال سیاسی مدنی بلوچ (دبیر کل انجمن جوانان صدای عدالت)                

   

 

                                          

   http://hameian.blogfa.com/post-8.aspx

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

سئوالی که همواره اذهان تمامی دوستان و کسانی را که با یعقوب مهرنهاد و انجمن جوانان صدای عدالت آشنایی دارند

 مشغول کرده این است که جرم مهرنهاد وسایر بازداشت شدگان چه بوده است به صراحت می گویم جرم این عزیزان چیزی

 جز عدالتخواهی و از بین رفتن تبعیض و قوم گرایی یعنی معضلی که همواره در این استان موجبات خشم و نارضایتی ملت

 بلوچ بوده  نیست . استان ما از هر نظر استعداد رشد و شکوفایی داشته و دارد اما متاسفانه مورد بی مهری های فراوانی

 قرار گرفته است .  آیا انعکاس مسائل و مشکلات جامعه و مردم به مسئولین جرم است و چنان جنایتی است که باید به خاطر آن

چند ماه دربازداشت و بلاتکلیفی به سر برد؟ با مطالعه و بررسی سخنان مهرنهاد مطمئنا پی خواهید برد که جز عدالتخواهی

 و بیان حقایق هیچ نبوده است . لازم است بدانید سخنانی که مهرنهاد در مکانهای مختلف و از پشت تریبونها فریاد می زد فقط

 سخن یک شخص نبود ایشان حرف دل ملت بلوچ و تمام عدالتخواهان را به نمایندگی از آنان مطرح می کردند این انصاف

 نیست که دبیر کل یک نهاد مردمی و سخنگوی جوانان عدالتخواه در بازداشت و بلاتکلیفی به سر برد مهرنهاد باید در آغوش

 جامعه و سایر عدالتخواهان باشد چنین برخوردهایی شایسته فعالان اجتماعی نیست اگر انتقاد نباشد دموکراسی و حق

 خواهی بی معنی است و بهتر است دولت اعلام استبداد کند تا حداقل علت بازداشت عدالتخواهان بر هنمگان روشن شود.

http://www.rojabaluch.blogfa.com/

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

چندی پیش مطلبی در سایت های بلوچی دیدم که خالی از لطف نیست آن را برای استفاده شما در وبلاگ مبارز بذارم،مطلب زیر مربوط به سال۲۰۰۴میلادی می باشد که یک بلوچ نیکشهری با نطق تحلیلگرانه خود آن را نگاشته است... .

به نام آنکه به انسان فطرت آموخت

انجمن جوانان صدای عدالت یا حلقه گم شده ملت بلوچ

انجمن جوانان صدای عدالت تنها تشکل جوانان بلوچ است که با جدیت فراوان در جهت بهبود وضعیت جوانان وزنان وبطور کلی ملت بلوچ تلاش می نماید.این تشکل که همواره با موانعی از سوی حاکمیت مواجه بوده است چنان از خود پشتکار واستقامت نشان داده است که ملجا وماوایی برای مردمان بلوچ دربین اقشار مختلف مردم به حساب می آید.بنده چند روز قبل به دعوت چند تن از دوستان همشهری خودم در نیکشهر بیشتر از قبل با این انجمن آشنا شدم وزمانی که برای چند کار اداری به زاهدان آمدم تصمیم گرفتم تا به دفترمرکزی این انجمن واقع در تقاطع سعدی وامیرالمومنین زاهدان بروم اما قبل از آن تماس گرفتم تاجهت دیدار با آقای مهرنهاد دبیر کل این انجمن زمان ملاقاتم را مشخص نمایم .وقتی یک خانم به تلفنم جواب داد تعجب کردم اما زمانی که متوجه شدم این خانم که مسئول روابط عمومی انجمن می باشد بلوچ است به تعجبم افزوده شد چنانکه این مسئله را نتوانستم پنهان کنم و بعدا از دوستانم  پرسیدم که مگر انجمن عضو خانم هم دارد؟ در مقابل آنها با لحنی تعجب انگیز تر از تعجب من گفتند که انجمن یک کمیسیون تحت عنوان کمیسیون بانوان دارد که فقط بیش از سیصد نفر آن دختران دبیرستانی ودانشجو وفارغ التحصیل بلوچ هستند !(این امار مربوط به سال۲۰۰۴می باشد واکنون امار بانوان عضو خیلی بیشتر از رقم فوق می باشد"مبارز") اینجا بود که از تعجب داشتم شاخ در می آوردم وپرسیدم که مگر تمامی اعضاءانجمن چند نفرند ؟گفتند که بیش از سه هزار نفر می باشند.واینجا بود که به خود نهیب زدم که آب در کوزه وما تشنه لبان می گردیم .خلاصه اینکه آن خانم به من  گفتند که امروز امکان ملاقات با آقای مهرنهاد میسر نیست چونکه زاهدان نیستند وجهت بازدید واطلاع از مشکلات مردم به روستا های حاشیه شهر زاهدان رفته اند .وفردا می آیند اما بنده از آنجا که بعداز ظهر قصد برگشت به نیکشهررا داشتم دلم طاقت نیاورد وپس از انجام یک کار ناتمام اداری به پیش چند تن از دوستان زاهدانی ام وتعدادی از همشهریانم که بیشتر از این انجمن اطلاع داشتند رفتم واز آنها در این رابطه که بیشتر دانشگاه آزادی بودند اطلاعات خواستم.خلاصه اینکه آنها بولتنی حاوی فعالیت ها وعملکرد انجمن به من دادند وگفتند جهت آشنایی بیشتر بعدا اگر خواستی پس از بازگشت آقای مهرنهاد از سفرشان به دفتر انجمن می رویم وبا ایشان دیدار می کنیم ومی گفتند که خیلی آدم با استعداد ،زرنگ ،با درایت وپراستعدادی می باشد ویکی از معاونین شان دانشجوی همین دانشگاه(آزاد اسلامی) به نام آقای براهویی می باشند که متاسفانه آن لحظه هرچه گشتیم نتوانستیم آقای براهویی را در دانشگاه پیداکنیم .گفتیم شاید به همراه آقای مهرنهاد به بازدید روستاه های اطراف زاهدان رفته است .اماوقتی که در یکی از صفحات بولتن سخنانی در رابطه با ماهیت اصلی انجمن جوانان صدای عدالت که از زبان یکی دیگر از معاونین آقای مهرنهاد به نام آقای دینارزهی در همایشی که اخیرا داشتند عنوان شده بود  خواندم: انجمن جوانان صداي عدالت نهادي است مدني، مستقل داوطلب مردمي و بدون وابستگي به دولت كه توسط جوانان اداره
مي شود، حافظ منافع مردم و مدافع حقوق جوانان بوده و از اجتماع جوانان كشور بدون در نظر گرفتن زبان قوميت و مذهب خاص تشكيل گرديده است اعضاء انجمن براي هدفي مشترك و معين گرد هم آمده اند تا خدمات مشخصي را به صورت داوطلبانه وغير انتفاعي انجام دهندونسبت به مردمي كه براي خدمت به آنها اعلام موجوديت نموده اندهمراه با احساس مسئوليت تلاش نمايند و پاسخگو باشند از مهمترين ويژگي هاي انجمن جوانان صداي عدالت روحيه بالا ي همكاري و همزيستي با مردم و اشتراك مساعي، خودياري، تعاون اجتماعي و اساساً حس مسئوليت جمعي در قبال خواسته هاي عمومي را مي توان نام برد انگيزه  اصلي درتشكيل انجمن تقويت فرهنگ ياري گري در جامعه بوده كه از دير باز در جامعه ما ايرانيان وجود داشته است و مانيز سعي برآن داريم، تااين فرهنگ كهن، را در جامعه كنوني خويش نهادينه نموده و گسترش دهيم چنانچه مردم ما هر جا نياز به كمك و همياري جمعي داشتند داوطلبانه به مشاركت بپردازيم حاميان اصلي انجمن، مردم هستند كه با پشتيباني هاي مستمر و پي گير خود عامل كليدي پيشرفت انجمن به حساب مي آيند و در همين راستا ، حضور وعضویت شما عزيزان در انجمن  ما را در تحقق اهداف آن ياري خواهد رساند
.این در حالی بود که وقتی این مطلب را می خواندم چنان منقلب شده بودم که اشک از چشمانم داشت سرازیر می شد.بهرحال ادامه را خواندم نوشته بود:
هر چند عنوان اين تشكل انجمن جوانان صداي عدالت مي باشد اما مقصود ما از جوانان طيف وسيعي از مردم مي باشند كه جوان
 مي انديشند و دل در گرو تحقق مطالبات نسل جوان دارند.
درادامه آمده بود: تا كنون انجمن با توجه به بضاعت موجود خود فعاليت هاي مختلفي را انجام داده است و روز به روز با پيوستن جوانان علاقه مند به كار جمعي توانسته گسترش چشمگيري داشته باشد انجمن جوانان صداي عدالت حضوري فعال در برخي از شهرهاي عمده و بزرگ كشور به ويژه در پايتخت را دارا مي باشد: بخشي از فعاليتهاي انجام شده اين انجمن در اين مدت كوتاه فعاليت عبارتند از:

1- انعكاس خواسته ها ومشكلات مردمي به مسئولين و نمايندگان مجلس به ويژه در زمينه مسايل آموزشي رفاهي، اقتصادي، فرهنگي واجتماعي تا كنون طي مكاتبات مكررو ديدارها و نشست هاي حضوري صورت گرفته است كه تقدير مسئولين استان را نيز در پي داشته است.

2- برگزاري نشست هاي هفتگي، و ماهيانه وميزگردها وهمايش هاي فرهنگي و اجتماعي با حضور اعضاء صاحبنظران، مسئولين و مشاورين.

3- انتشار نشريات وبروشورها وجزوات آموزشي و تحقيق به صورت كارشناسي شده.

4- جذب و شناسايي نيروهاي علاقمند به فعاليت تشكلي و جمعي به طوريكه علي رغم مشكلات فراوان مالي انجمن توانسته كارنامه قابل قبولي در اين خصوص ارائه نمايد.

5- ديدار و رايزني با شخصيت هاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و مذهبي جهت بررسي و حل مسايل روز جامعه و ارائه راه كارهاي علمي در جهت پيشبرد امور و ايجاد تريبونی آزاد براي شنيدن سخنان و مشكلات جوانان و مردم وانعكاس آنها به مسئولين مربوطه اين يعني علمي نمودن آزادي بيان و انعكاس مطالبات و خواسته هاو مشكلات جوانان به مسئولين مربوطه و در نهايت دفاع از حقوق تضعيف شده جوانان . البته با توجه به اينكه سازمانهاي غيردولتي جوانان يكي از مناسب ترين راه هاي پر كردن خلاء موجود بين مردم و حاكميت هستند به حمد الله اين انجمن تا كنون و در اين مدت فعاليت بسيار كم توانسته است از جايگاه مردمي بسيار عالي در بين مردم و بويژه جوانان بر خوردار گردد.

این مسایل برایم خیلی خوشحال کننده بودند که جوانان بلوچ ما در سطح ایران جهت خدمت به همنوعانشان کمر همت را بسته اند.اما آنچه که در این نوشته مرا ناراحت نمود نگرانی های غیرمستقیم انجمن از دخالت های حاکمیت در بعضی موارد ودر فعالیت هایشان بود که صادقانه وبا زبانی ساده وبا جسارت فوق العاده به مقتضای دوران جوانی نوشته بودند: اما متأسفانه برخي از مسئولين انجمن رادرك نكرده اندوظرفيت هاي موجود درآن را
نشناخته اند كه لازم است در ديدگاه هاي خود تجديد نظر نمايند و با دقت و شناخت بيشتر به
پيرامون اطراف خود بنگرند همچنین نوشته بود:البته حركت انجمن جوانان صداي عدالت حركتي نو و مناسب براي جامعه است و برايمان اهميتي ندارد كه چه ديدي مسئولين نسبت به ما دارند بلكه آنچه براي ما مهم است كوشش وتلاش جمعي براي حل مشكلات جامعه -مان است زيرا انجمن جوانان صداي عدالت سعي بر آن دارد تلاش نمايد تا جوانان در جامعه ما در حاشيه قرار نگيرند و سعي خواهيم كردتابا تمام مشكلات،بي مهري ها و كم لطفي هاي برخي از مسئولين با حمايت مردم و بخاطر رفع مشكلات جامعه صداي خود را همچنان رسا نگهداريم. آنچه ما را براي حضورمان مصمم مي سازد ايمانمان به اهميت جامعه و جامعه مدني و حرمت و احترام انسانيت و گسترش عدالت است كه به عقيده ما براي به پايان رسانيدن تبعيض و بي عدالتي هايي كه منجر به نارضايتي مردم از دولت ومسئولين مي شود. تلاش شود وما مي خواهيم وميتوانيم كه نقش خود را در جامعه مان باپر نمودن شكاف ها ايفاء نماييم و در پي ساختن كشوري آباد و پر از عدل باشيم ما سرسختانه خواهان تغييرات هستيم، تغييراتي در زمينه هاي مختلف فقر، بي سوادي و كم سوادي و...... تا جامعه اي رو به توسعه داشته باشيم ما نمي خواهيم كه مردم و منابع استانمان مورد بي توجهي قرار گيرند و يا ديگران از آنها منفعت ببرند و مهمتر از همه هويت و شئونات فرهنگي مان براي ما از اهميت خاصي بر خوردارند همچنين از سازمان هاي غير دولتي جوانان و تمامي تشكل ها مي خواهيم كه سعي نمايند بيشتر به عمل به وظايفشان بپردازند و آستين هاي همت را براي آباداني و توسعه استان بالا بزنند و سعي نكنند به دنبال منافع شخصي قدم بر دارند سعي كنند با تقويت پايگاه مردمي خويش محور قدرت خويش يعني مردم را از خود راضي نگهدارند زيرا در غير اين صورت به سمت وفول و تعطيلي پيش خواهند رفت كه اين خود يكي از آفات بزرگ نهادهاي مردمي و مدني جامعه است.اما درد این عزیزان فراتراز این سخنان بود ودخالت ها وایجاد موانع مسئولین آنچنان آنها راناراحت نموده وزجرداده بود که درادامه باشجاعت وگستاخی دوران جوانی آورده بودندکه: در پايان مسئولين را به خصوص مديران و مسئولاني كه به طور مستقيم با تشكل ها در ارتباطند از دخالت هاي بي مورد دركار NGO ها بر حذر مي داريم كه عواقب نا خوشايندي را براي جامعه و مسئولين استان در بر خواهد داشت جادارد در اينجا اشاره اي به دخالت آشكار و نا عادلانه مسئولين سازمان ملي جوانان  و دفتر امور اجتماعي استانداري در انتخابات اخير تشكل هاي غير دولتي جوانان استان داشته باشيم كه عدم رعايت انصاف و عدالت و عدم اطلاع رساني درست و بهنگام نيز به طور آشكارا در آن وجود داشت كه براي چنين اشخاصي در جامعه و كسانيكه حرمت و شأن خود را و حتي، سازمان مطبوعشان را به خاطر چنين دخالت هايي زير سوال مي برند متاسفيم و از شخص استاندار و دیگر مسئولین قاطعانه در خواست رسيدگي جدي را داريم زيرا در مقابل تشكل ها ي مردمي كه از حمايت تمامي اقشار جامعه بر خوردارند قرارگرفتن موجب بدگماني و سوءظن مي گرددو تبعات منفي براي مسئولین  در بر خواهد داشت كه اميدواريم اين روند هر چه سريعتر پي گيري بررسي و اصلاح گردد. همچنین در ادامه نوشته بود:و آخرين نكته اين كه تشكيل انجمن جوانان صداي عدالت و حاصل آن استقبال گرم وهمه جانبه مردم از آن نشان دهند ه مردمي بودن پيشرفت گستردگي شعور و قدرتمندي آن مي باشد كه جا دارد با توجه به اين موارد مسئولين بهتر صدايمان را بشنوند.

وقتی به اینجا رسیدم متوجه شدم که اشک هایم واحساساتم توجه اطرافیانم را که آنها نیز تحت تاثیرقرارگرفته بودندجلب نموده است وبه همین خاطر سریعا خودم را جمع وجور کردم واز خوشحالی دیگر طاقت نیاوردم وبولتن را گرفتم وخداحافظی کردم .اما قبل از خداحافظی پرسیدم که آقای مهرنهاد کجایی است ؟وآنها بالبخند جواب دادند جوانی بلوچ است که خیلی ها فکر می کنند شاید غیربلوچ است وبه مزاح گفتند نترس گجرنیست...ومن که این را می دانستم اما باخوشحالی بیشتر گفتم سلامم را به ایشان برسانید وبگوئید که با تلاش هایی که انجام داده ای انشاءالله آینده از آن ماست هرچند ما خواب بودیم ونمی دانستیم.به هر حال قصد داشتم که به نیکشهر برنگردم وروز بعدش جهت دیدار با آقای مهرنهاد در زاهدان بمانم که وقتی به منزلم تماس گرفتم گفتند که همسرم در بیمارستان 22بهمن نیکشهر بستری است وخداوند فرزندی پسری به من عنایت فرموده که باید برگردم به آنجا چرا که حالشان نیز بسیار وخیم است . با خوشحالی فراوان عهدکردم که نام پسرم را به خاطر اسم یعقوب مهرنهاد ،یعقوب بگذارم اما حالا ن دیگر در بین دویعقوب من یوسفی سرگشته شده بودم ودر اشتیاق یک یعقوب به دیدار یعقوب دیگر می رفتم .ادامه این خاطره زیبای زندگی ام را در قسمت دوم آن بخوانیدکه بعدا پس از مطالعه کامل بولتن انجمن برایتان ارسال خواهم کرد.

نویسنده: ن- بلیده ازنیکشهر

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

سخنرانی یعقوب مهرنهاد در سازمان حقوق بشر اسلامی در تهران

به مناسبت روز جهانی حقوق بشر

به نام آفریدگاری که تکثر زبان ها ونژادها از آیات ونشانه های اوست

ان الله لا یغیروا ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم

اندیشمندان؛ اساتید ومدافعین وفعالان حقوق بشر

ابتدا روزجهانی حقوق بشر را به همه شما عزیزان تبریک می گوئیم وخداوند را سپاسگزارم که توفیق عنایت فرمود تا بار دیگر جهت انعکاس مشکلات ؛ درد ها ورنج های مردم بلوچستان همچون سه نشست قبلی در کمیسیون حقوق بشر اسلامی حضور یابم ؛ اولین حضور وسخنان این حقیر در نشست حقوق اجتماعی بشر علاوه بر رضایت مردم ما؛ موجب دعای خیر برای برگزارکنندگان نیز گردید ودومین حضور که نشستی با موضوع منع شکنجه واعمال ورفتار ظالمانه بود نیز همچنین؛ اما اکنون ودر این جلسه که موضوع نشست در رابطه با فرهنگ وهویت وحقوق بشر است باز هم ما سخنان ودرد دلها ی فراوانی برای گفتن داریم. که فقط به علت ضیق وقت در مورد یکی از ابزار های فرهنگی یعنی زبان صحبت می کنم وتوجه شما عزیزان را به مسایل پیرامون آن جلب می نمایم . البته تقارن این نشست با روز جهانی حقوق بشر فرصت مغتنمی است تا ما بهتر بتوانیم در این روز حرفها وسخنان خود را به زبان آوریم وانتظار است که مورد توجه نیز قرار گیرد. همانگونه که می دانید کشور ایران از اقوام مختلف با فرهنگ ها وزبان های مختلف تشکیل یافته است وهمین تنوع قومیتی وزبانی وفرهنگی در واقع باعث تشکیل کشوری به نام ایران گردیده است وما اگر بخواهیم ایران را فقط با نام یک قومیت بشناسیم در واقع ایران گسترده وپهناور امروزی را بسیار محدود کرده ایم یعنی ما بلوچستان را؛ کردستان را؛ خوزستان را ؛ ترکمنصحرا وآذرآبادگان را حتی از روی نقشه برداریم باز هم آنچه که می ماند هم ؛ آمیخته ای از تمامی این اقوام است. واگر کسی تصور کند که تمام جمعیت مثلا تهران منحصرا از یک قومیت هستند این تصور کاملا اشتباهیست وهرگز چنین نیست ویا اگر تصور شود که مثلا ما بلوچها در ایران فقط در بلوچستان ساکن هستیم ؛ این هم تصور اشتباهیست چرا که ما جمعیتی از مردم بلوچ شاید بیش از جمعیت کنونی بلوچ های زاهدان در گستره ایران داریم . شما استانهای خراسان جنوبی ؛ مرکزی وشمالی وگلستان وهرمزگان وکرمان و...را آمار بگیرید آنوقت در خواهید یافت که چه جمعیتی از ما در سراسر ایران که با زبان بلوچی صحبت می کنند پراکنده هستند واقوام دیگر هم همچنین؛ برای هر انسانی مادر زبان ها ؛ زبانی محسوب می گردد که زبان مادری او باشد ما موافق پر وپا قرص این دیدگاه هستیم که هر کشوری باید زبان ملی ورسمی داشته باشد ودر حفظ آن زبان باید تمام ملت آن کشور تلاش نماید؛ اما هرگز نمی پذیریم که سایر زبان های موجود در آن کشور قربانی پیشگاه زبانی واحد باشند ویا عده ای تلاش نمایند سایر زبان ها را کمرنگ ویا از بین ببرند. مگر غیر از این است که نادیده گرفتن زبانهای اقوام وملل یک نوع قوم کشی محسوب می گردد وقطعا آنهائی که مخالف اجرای بیانیه ها ومنشورها ومیثاق های بین المللی ویا مخالف اجرای اصول 15 و19 قانون اساسی هستند هدفشان از میان بردن فرهنگ اقوام وجایگزینی آن با فرهنگهای دیگر است. توجه ننمودن به زبان ؛ لباس وسنت های قومی خواسته یا ناخواسته قطعا یک سیاست وفرایند فرهنگ زدائی محسوب می گردد که در نهایت از میان بردن فرهنگ های محلی را در پی خواهد داشت زیرا با نادیده گرفتن سایر زبان ها وفرهنگها ؛ آنها به ناچار در مجموعه بزرگتری ادغام می شوند. در حالی که فرهنگ ملی ایرانی با در کنار هم قرارگرفتن فرهنگ های تمامی اقوام ساکن آن شناخته می شود ودر غیر آن فرهنگی ناقص است.

یعقوب مهرنهاد

سروران گرامی ؛ مدافعین وفعالان حقوق بشر

زبان ولباس ومذهب ومنطقه جغرافیایی ما که نشاندهنده فرهنگ وهویت ما هستند متاسفانه در بدترین شرایط ممکن مورد بی مهری وکم لطفی قرار دارند واگر زبان را یکی از ابزارها ولوازم هویت وفرهنگ واز حقوق مسلم بشری بدانیم ما امروز در وخیم ترین شرایط ممکن قرار داریم. البته درد ورنج ما آن نیست که بگوییم قانونی در سطح جهانی ویا ملی ومنطقه ای جهت به رسمیت شناختن وتوجه به زبان وهویت اقوام وملل وضع گردد. چرا که چندین دهه است که این کار خوشبختانه انجام گرفته است اما متاسفانه مشکل آن است که این قوانین به اجراء وعمل نرسیده اند . ما با مطالعه بیانیه ها ومنشورهای بین المللی در می یابیم که به طور شایسته ای مسئله آموزش زبان اقوام وتوجه به فرهنگهایشان مورد توجه قرار گرفته است ودر قوانین کشور خودمان در اصول 15 و19 قانون اساسی به مسایل ما توجه شده است اما علیرغم اینکه این اصول به تصویب رسیده اند فقط در حد تصویب به آنها توجه شده ولی هرگز به چرخه فرایند وعمل درنیامده اند وما اقلیت های قومی از جمله بلوچ ها همچنان از کمترین حقوق انسانی خود که همان آموزش به زبان مادری است محروم هستیم ونمی توانیم به زبان مادریمان آموزش ببینیم . من در اینجا این زنگ خطر را به صدا در می آورم که اقوام ایرانی از یک بحران فرهنگی وهویتی به شدت رنج می برند ومیلیون ها نفر حتی کودک ونوجوان از اقلیت های قومی در ایران قربانی بی توجهی وبی اعتنایی به همین اصول تصویب شده 15 و 19 قانون اساسی کشور هستند. ما آموزش اجباری به زبان فارسی که باالطبع زبان رسمی ودولتی است بدون آنکه آموزش قومی در کنار آن باشد را نقض حقوق بشر وظلمی مضاعف وبزرگ در حق خودمان می دانیم وتوجه تمامی دلسوزان وحامیان حقوق بشر را به این مسئله جلب می کنم . وبه همین خاطر خواستار وارد کردن تدریس زبان اقوام در برنامه های آموزشی مدارس مناطقشان هستیم.وما برای تحقق این امر در بلوچستان آمادگی کامل خویش را جهت استاندارد کردن قواعد دیکته ؛ واژگان ونحو زبان خود اعلام می داریم.

البته انتظار ما آن است که چون در یک کشور اسلامی زندگی می کنیم شایسته است تا این مسایل مورد توجه جدی وبهتری قرار گیرند چرا که در یک کشور غیر اسلامی به مانند سوئد حتی وجود 5 دانش آموز با زبان مادری غیر سوئدی دارای حق تحصیل وتقویت زبان خود هستند ؛ بماند که در ایران مثلا ما بلوچها حتی برای نمونه یک آموزشگاه ویا دبستان به زبان بلوچی نداریم. لذا از همه شما بزرگواران حاضر در این جمع وفعالین حقوق بشر وقانونگذاران و بخصوص مجریان قانون در کشور مان می خواهیم که توجه وتاکید جدی و؛ ویژه بر ضرورت حفاظت از زبان اقوام که مورد تهدید هم است ؛ داشته باشند ؛ وسخنانم را با این شعر بلوچی به عنوان هدیه به شما به پایان می رسانم که :

بلوچی مه و تی شهدین زبان انت         بلوچی اصل پرهنگ ودام انت

    بلوچان گون بلوچی آشکار انت            بلوچان بی بلوچی زیان وگار انت

به امید تحقق خواسته ها ی تمامی اقوام ایرانی والسلام وعلیکم

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

امروز قلم به دست گرفته ام تابنویسم،تا بر روی کاغذ سفید از آزادگی واز بزرگ مرد عصر حاضر عدالتخواه وآزادیخواه جوان واز اسطوره ونخبه بلوچستان بنویسم.

مگر کار ساده ایست نوشتن در مورد رهبری تشکل عظیم ومردمی انجمن جوانان صدای عدالت،ولی خب باید شروع کردتا راه پر افتخار مبارز بلوچستان بی رهرو نباشد ودر این راستا ایجاد وبلاگ مبارز را بر سکوت ذلت بار ترجیح می دهیم تا شاید قدم کوچکی در راه باز پس گرفتن حقوق از دست رفته مان برداریم.

یعقوب مهرنهاد از آغاز جوانی خو را نسبت به حوادث پیرامون خویش بی تفاوت نشان نداد بلکه فریاد را برسکوت و اسارت را بر آزادی که در ان هیچ آزادگی نباشد ترجیح داد.او مخالف هیچ نظام وحکومتی نبود. وی راههای مدنی ومسالمت آمیز را بر هر اقدامی دیگر ترجیح داد.

ایشان بانی نامگذاری 17خرداد به عنوان روز پاسداشت فرهنگ وهنربلوچی بود که تا ابد نام مهرنهاد در کنار دو روز بزرگ وتاریخی خواهد ماند،یکی17خرداد روزی که موجب گشت تا ملت بلوچ به استقلال فرهنگی دست پیدا کند،چیزی که بزرگان ما روزی تصور آن را هم نمی کردند اما اراده یک جوان ونخبه بلوچ این آرزو را به واقعیت مبدل نمود.

روز تاریخی وبیاد ماندنی دیگر روز ششم اردیبهشت است،روز از خود گذشتگی،روز دگرگونی،روز آزادگی وروز عزت ملت بزرگ بلوچ است.

در این روز بزرگ بازهم به همت مهرنهاد عزیز جوانان بلوچ خود را یافتند ودر این روز استعدادهای نهفته بلوچ شکوفا گشت.

اما...اما کسانی که قادر به تحمل دیدن رشد وبالندگی ملت بلوچ وجوانان آن نبودند در این روز با دستگیری فعالان مدنی نه تنها با مردم بلوچ بلکه با ملت ومردم ایران اعلام جنگ نمودند.

در تاریخ6/2/1386پس از برگزاری همایش بزرگ وسالیانه جوانان پرسشگر،مسئولین پاسخگو اقدامی نابخردانه انجام گرفت که انشاءالله در ششم اردیبهشت ماه منجر به قیامهایی خواهد گردید ونقطه اغازین مبارزات مردمی ملت بلوچ به شمار خواهد رفت.

بله در این روز رهبر جوانان ما در چنگال دژخیمان خون خوار اسیر گشت.

آنان با دستگیری عدالتخواه بلوچستان سعی کردند تا به زعم خود جلوی حرکت مبارزاتی جوانان بلوچ واهلسنت گرفته شود،اما باید گفت:زهی خیال باطل.

اگر مهرنهاد اسیر دشمنان گشت نامش به عنوان یک آزاده ویک قهرمان در ذهن ما وفرزندان ونوادگان ما برای همیشه خواهد ماند.

اسارت وی ضامن عزت وشرف ملت بلوچ است،ومستندی بر مظلومیت بلوچ وبلوچستان خواهد بود.ما به جهانیان نشان خاهیم داد که فعالیت های مدنی ومسالمت آمیز را در ایران چگونه سرکوب می کنند وبه جهانیان خواهیم فهماند که اینان خود مردم ما را وادار به حرکت های مسلحانه می کنند وراهی جز جنگ ومبارزه مسلحانه برایمان باقی نمی گذارند ونمونه بارز آن دستگیری وبازداشت بیش ازچهار ماه رهبر مبارزاتی جوانان بلوچ ومنحل نمودن تشکل مدنی وقانونی انجمن جوانان صدای عدالت خواهد بود که خود شاهد سرکوبگری در بلوچستان است.

به امیدی آزادی زندانیان سیاسی بلوچستان وایران

مبارز بلوچ

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

نمی خواهم و نمی توانم بنشینم تا یک حادثه و یا اتفاقی رخ دهد، بلکه شرایط به گونه ایست که می خواهم اتفاقی را در کنار هم بوجود بیاوریم. اما متأسفانه می بینم ما تن های تنهاییم، و من هم دست بسته و تنها. از این رو بود که این پنجرهء استمداد را باز کردم تا دستی به دستی بپیوندد، و با ارتباطی هدفمند، مرهمی بر زخمی گذاشته شود. در زندگی، هیچ کاری را به اندازهء مفید بودن و تأثیر مثبت داشتن بر روی دیگری زیبا نمی بینم. من از هدفم بر نخواهم گشت، چرا که زیبایی زندگی را می خواهم با کسانی ببینم که در شرایط بی رحمانه زندگی می کنند.

ما در شرایط تفرقه بسر می بریم، ولی خود هنوز نمی دانیم تفرقه چیست؟ ما آزادی اندیشه و عمل را فقط در قد و قوارهء خود می پسندیم، از گفتگو با یکدیگر گریزانیم و دگر اندیشی یکدیگر را به رسمیت نمی شناسیم.

بو مارشه، نمایشنامه نویس فرانسوی می گوید:
"تا آزادی انتقاد نباشد، ستایش از زندگی نیز نمی تواند وجود داشته باشد. تا آزادی انتقاد نباشد، رشد و پیشرفت نیز در زمینهء فردی، اجتماعی، سیاسی، ادبی و فرهنگی صورت نخواهد گرفت".
موفقیت در یک کار گروهی مستلزم دارا بودن ویژگی هایی چون تحمل انتقاد و شنیدن نظر مخالف، پذیرش اشتباهات خویش، احترام به نظر دیگران، احساس مسئولیت، رعایت قوانین و ارج دانستن منافع جمع به منافع شخصی است. مشکل را می بایست از ریشه ای ترین عنصر زنجیرهء یک حرکت اجتماعی، یعنی نزد فرد فردمان حل کنیم. چرا که جامعه ای متشکل از افراد دور از هم و بی اعتماد نمی تواند یک حرکت سازندهء جمعی را پدید آورد.

ما به یک خانه تکانی فرهنگی نیاز داریم. این امر میسر نخواهد بود مگر اینکه در وهلهء اول اسارتمان را در تار و پود عادات و ویژگی های مخرب، با تمام گوشت و پوست و استخوان خود لمس کنیم، و این مهم جز با نگاهی بی تعارف و دقیق به رفتارها و گفتارهایمان در هر لحظه از زندگی حاصل نخواهد شد.

مطلق گرایی در هر زمینه ای مانع پیشرفت است و مخرب، اعتراف کنیم که روندی که تا امروز پیش گرفته ایم سازنده نبوده و به راهکار بیاندیشیم. تمام راه حل ها با تفکر شروع شده، از دیگران نخواهیم برایمان فکر کنند، هر کدام پیشاهنگ هایی باشیم که با دگراندیشی، روشنگری، و فعالیت های جمعی، قدم های هدفمند بر می داریم. ما نیاز به رهبری جمعی داریم و نه رهبری فردی.
چرا از تفکر گریزانیم؟ تفکر نه درد دارد و نه خرج!

آیا هرگز به این نکته توجه کرده اید که چرا ما همیشه برای نیستی آماده ایم، اما نه برای هستی؟
آیا با این مورد برخورد داشته اید که همیشه طلبکار فکر گرفتن طلبش هست، ولی بدهکار فکر پرداخت بدهی خود نیست؟
حال سئوال من از شما عزیزان این است که آیا ما از این زندگی و یا این دنیا، خود را طلبکار می دانیم یا بدهکار آنیم؟
اگر خود را طلبکار می دانیم، طلب ما چیست؟ و اگر بدهکاریم، بدهی خود را چگونه می خواهیم بپردازیم؟

مثل هر انسان متفکری که مملو از توانایی های منحصر بفردی می باشد، راه حلی بیابیم تا بتوانیم توانایی های خود را مکمل توانایی های جمعی کنیم.دیگر نباید در مقابل اسارت آزادیخواهان ومبارزان بلوچ سکوت کرد باید به پاخیزیم وطرحی نو دراندازیم. بیائیم دنیا را بسازیم، نه با دنیا بسازیم.

پیروز و موفق باشید
مبارزبلوچ

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

بپا خیز! بپا خیز ملت بلوچ

ای پسربلوچ وای دختربلوچ بپاخیز،بپاخیز؛وقت تنگ است،ددان و دژخیمان درکمینند و
شغالان به جانِِ نیمه جان سرزمین بهترازجانمان افتاده اند.دیگراندکی درنگ جایزنیست،
خواب را زدیدگان باید زدود ودست در دست باید فشرد،عزم را جزم باید نمودولباس کهنه
جور،عقب ماندگی وتحجر را باید درید تا ملّت خویش را رهنمون منزلگه امید گردانی .

بپاخیز پسر بلوچ ،بپاخیز دختر بلوچ ؛ شمایید که فانوس راه پدران خسته و مادران
صبورید.این شمایید که پرچمدار کارزار ستیز با بیداد و ستمید.آگاه باش،آگاه باش که تو
می توانی با فریادی آکنده از بغض ،به بلندای تفتانِ جاویدان صبور و گستره ای به پهنای
دریای همیشه نیلگون بلوچستان ،مشعل ترقی ،عزت و سرفرازی را در دست گیری و راه
را برای آیندگان هموار نمایی و نام خود و ملت خویش را بر سرسرای تاریخ حک نمایی.

بپاخیز ،بپاخیز ای پسر بلوچ و ای دختر بلوچ ؛ بنای جهل و جور را باید برافکند ،
استعمار و استثمار را باید خانه نشین کرد ، و نیز موریانه صفتانی که از اندرون به تاراج
و چپاول فرهنگ ، عزت و وجود ملت پرداخته اند و تیشه بر ریشه خویش می زنند را به
دستان پرتوان عدالت سپرد. .

این را بدان وقتی که شما قدم در راه گرفتن حق حاکمیت خویش نهید کسی را یارای
ایستادگی در برابرتان نخواهد بود ، خواه بیگانه ای باشد و خواه دوستنمایی در قمیص
تزویر و ریا و شما همچون پتکی خواهید بود بر سر آن نامردمان. .
بی شک آنروز فرا خواهد رسید. .
روز سربلندی و آزادگی. .
بپاخیز ، بپاخیز... .

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |