تبليغاتX
وبلاگ گروهی حامیان وهواداران یعقوب مهرنهاد مبارز
 یعقوب مهرنهاد فعال مدنی بلوچستان وزندانی سیاسی ایران را آزاد کنید

یک زندانی سیاسی کسی است که در زندان محبوس و یا بازداشت گردیده، تنها بدین دلیل که از عقاید و اعمال وی از جانب دولت مردان بعنوان نوعی سرکشی، اعتراض و تهدید بر علیه اولیای امور کشور برداشت گردیده است.در حال حاضر صدها تن از مردم بلوچستان در زندانهای ایران به طور غیرمنصفانه ای تحت بازداشت میباشند، محکوم به شکنجه شدن و محبوس بودن برای چند سال هستند. برخی از آنان ماههاست بدون آگاهی از اتهام خود در زندان بسر می برند.

زندانیان سیاسی به شدیدترین، غیرانسانی ترین شکنجه های موجود از جمله، شلاق، ضرب و شتم توسط چماق و باطوم، اعدام و غیره محکوم میگردند، و یک چنین اعمال مکرراٌ بمنظور بیرون کشیدن اطلاعات و یا حتی گرفتن اعترافات کذب بر روی متهمین صورت میگیرد.

زندانیان محبوس در سلولهای انفرادی از کمترین حقی برای داشتن ملاقاتی برخودار نمی باشند، هرچند که در زمانی هم که در بند عمومی بسر می برند تنها اجازه ی داشتن ملاقاتی را برای مدت زمان کوتاهی همچون پانزده دقیقه در هر دو هفته یکبار را دارا میباشند. 

وضعیت نگران کننده یعقوب مهرنهاد فعال حقوق بشری وزندانی سیاسی

یعقوب مهرنهاد زندانی سیاسی بلوچستان در وضعیت بسیار نگران کننده ای به سر می برند. اخبار کاملاْ موثقی در خصوص شکنجه وی در بازداشتگاهای مخفی و غیر رسمی در بلوچستان شنیده می شود .

مهرنهاد حدود شش ماه در شرایط بسیار وخیم ودر بلاتکلیفی بسر می برد.

وظیفه ملی است تا از این جوان شایسته ونخبه بلوچ حمایت کنیم  واز تمام سازمانهای حقوق بشری و رسانه ها می خواهیم برای آزادی یعقوب مهرنهاد به تلاشهایشان بیفزایند.

http://mobarez58.blogfa.com/

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

آنانی که تاب شنیدن صدای انتقادی را ندارند وفعالیت های مدنی ومسالمت آمیز را با شدیدترین شیوه ممکن پاسخ می دهند ایا تا به حال به این اصل مهم اندیشده اند که خود باعث بروز فجایع وحرکت های اسلحه سالارانه دارند آنان با گرفتن قلم از دست ما در واقع اسلحه را به ما می دهند...

ادعایی که ما داریم بی دلیل نیست وبازداشت آقای یعقوب مهرنهاد دلیل روشنی است بر آنچه که ما می گوییم...

مهرنهاد فعالی مدنی و دارای هواداران بسیار زیادی در سطح استان می باشد که اسارت وی باعث افزایش محبوبیت وی خواهد بود و مردم ما را وادار خواهد کرد که از همه روش ها برای برقراری عدالت استفاده کنند و مسئولین باید به این نکات توجه کنند که مردم را نباید از راههای مدنی ومسالمت آمیز

نا امید کنند.چرا که ناامیدی مردم باعث ایجاد هر عملی خواهد شد همان گونه که نمونه های بارز آن را داریم مشاهده می کنیم...

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

 

 یعقوب مهرنهاد دبیرکل انجمن جوانان صدای عدالت صرفا بدلیل فعالیت های مدنی وصلح طلبانه خود حدود ۶ماه هست در اسارت است وچون آقای مهرنهاد یکی از شخصیت های صلح طلب جامعه بوده این امر بر خشونت طلبان افراطی گران آمد و وی را بازداشت نمودند...که این سبب افزایش خشونت گرایی  می شود و لازم ست به جوانان بلوچ و هواداران مهرنهاد تذکر دهیم مواظب باشند واحساساتی عمل نکنند و ما به مدنیت همواره تاکید می کنیم... 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

رامین ناصح دبیر کل کانون آینده نگری ایراننویسنده وپژوهشگر  واز فعالان مدنی عقیده خود را راجع به انجمن جوانان صدای عدالت ودبیرکل محبوب مردمی ان یعقوب مهرنهاد فعال مدنی بلوچستان که حدود شش ماه به دلیل بیان دردها وآلام مردمانش در اسارت هست اینگونه بیان می کند...

    دو فعال مدنی از غرب تاشرق

 

غلام همت آن نازنینم

      که کار خیر بی روی و ریا کرد

      (حافظ)

 

      بالاخره انتخابات سومین دوره شورای مرکزی انجمن جوانان صدای عدالت زاهدان نیز با استقبال چشمگیر اقشار مختلف مردمی برگزار شد و "یعقوب مهرنهاد" بار دیگر به سمت دبیرکلی این انجمن انتخاب گردید. این مناسبت بهانه ای شد تا بار دیگر درباره این انجمن چند سطری بنویسم:

       1. آنچه در فعالیتهای انجمن جوانان صدای عدالت در خور توجه و تقدیر است، "تداوم داشتن" فعالیت آنهاست. چرا که بسیارند گروههایی از این دست که تشکیل میشوند، ولی به دلایل گوناگون از قبیل سوء مدیریت، کم تجربگی و ناپختگی، مشکلات مالی و عدم امکان جذب کمکهای مردمی، اختلافات داخلی، و… فعالیتشان متوقف میشود. ولی این انجمن با چندین سال سابقه فعالیت فشرده و حرفه ای توانسته است در زمره چند NGO موفق و مطرح کشور قرار گیرد و این امر جز در سایه مدیریت هوشمندانه یعقوب مهرنهاد و همکاران وی میسر نمی بود. خوبست سایر NGOها از تجربیات ایشان در این زمینه بهره گیرند. (درباره لازمه های پایداری NGOها بیشتر خواهم نوشت.)

      2. حقیقتا فعالیت این عزیزان به استان سیستان و بلوچستان وجهه و اعتبار بخشیده است. من پیش از آنکه با انجمن مزبور آشنایی یابم، به نادرستی، مردم بلوچ را انسانهایی محروم از فرهنگ و هنر و دانش تصور میکردم و اولین چیزی که با شنیدن نام سیستان و بلوچستان به ذهنم متبادر میشد، "مواد مخدر" بود! اما از چند سال پیش که با این انجمن آشنا شدم تاکنون، نظرم بسیار تغییر کرده است. اینکه یک NGO (به عنوان یک نهاد مدنی مدرن و امروزی) توانسته است اهداف خود را در این استان پیروزمندانه به پیش ببرد و از حمایت هزاران نفر از مردم بلوچ برخوردار شود، نشان دهنده فرهنگ غنی این استان است. گرچه توفیقاتی ک این انجمن بدست آورده تا حدود زیادی مرهون و مدیون زحمات بی وقفه بنیانگذاران آنست، ولی نمی توان از عامل دیگر این موفقیتها یعنی بستر و فضای مساعد و حمایت مردم از اینگونه فعالیتهای عام المنفعه چشمپوشی کرد. این امر نشان میدهد که مشکل فقر اقتصادی و محرومیتهای مختلف موجب نشده که مردم این استان، "تعهد اجتماعی" و "حس انساندوستی" را فراموش کنند و عده زیادی در این استان با اندیشه هایی به روز و مترقی، در عرصه مشارکت جویی اجتماعی حضور فعال دارند، و حتی دامنه فعالیتهای آنها به استانهای دیگر هم کشیده شده است.

      3. چنان که آقای مهرنهاد نیز در مصاحبه خود اشاره کرده است، در اولین انتخابات انجمن، حضور زنان در حد صفر بود. ولی این حضور روز به روز افزایش داشته است. بطوریکه نیمی از کاندیداهای شورای مرکزی این دوره از زنان بودند. کمیسیون بانوان انجمن نیز در ماههای اخیر بسیار فعال بوده است. این امر نشاندهنده اینست که انجمن صدای عدالت توانسته است بستر مساعدی برای رشد و خودشکوفایی زنان فراهم سازد و بر اساس اصل شایسته سالاری امکان پیشرفت زنان تا تصدی بالاترین مدارج سازمانی را بدهد. اگر این انجمن بتواند خودباوری و اعتماد بنفس را در میان زنان بلوچ برانگیزد، یقینا خدمت بزرگی به جامعه کرده است.

      4. من و یعقوب مهرنهاد سابقه دوستی و همکاری دیرینه ای داریم. با اینکه تاکنون از نزدیک یکدیگر را ملاقات نکرده ایم، اما رابطه عاطفی و معنوی عمیقی میان ما وجود دارد. مهرنهاد علاوه بر دبیرکلی انجمن جوانان صدای عدالت، در زمره فعالان آینده نگر نیز هست. در تابستان 1383 متنی نوشته شد تحت عنوان "پیمان نامه همکاری نیروهای آینده نگر ایران" که مهرنهاد و چند تن از اعضای ارشد انجمن صدای عدالت از جمله امضا کنندگان آن بودند. در این دو سال، رابطه و تعامل زیبایی میان انجمن صدای عدالت و کانون آینده نگری وجود داشته است. من و مهرنهاد هر دو جوان هستیم و آینده نگر! و تقریبا در اول راه!، و در پی تحقق جامعه ای سالم، پویا و پر از مهر و مدنیت! امیدوارم بتوانیم سالیان سال برای رسیدن به این آرمان بزرگ، دست در دست هم و با همکاری همه آینده نگرها در سراسر کشور، تلاش و کوششی هماهنگ و مثمر ثمر از خود بروز دهیم

http://ayandehnegar.blogfa.com/post-42.aspx

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

ایامیدانيد جوانان بلوچ چگونه قرباني فقر وتبعيض مي شوند؟

به بهانه روز جهاني مبارزه با موادمخدر...

امروز روز جهاني مبارزه با مواد مخدر است ؛ مواد مخدري كه بيشترين قربانيان آن در دنيا بلوچ ها هستند ؛ قربانياني كه در مقابل جان خود هيچ بهائي دريافت نمي كنند وهر روزه تحت اين عنوان قرباني مي دهند . كشت مواد مخدر در افغانستان وپاكستان انجام مي گيرد واز مسير ايران ترانزيت مي شود تا به كشورهائي مانند تركيه واز آنجا به جاهاي ديگر وبه گفته برخي ها به كفرستان برسد . اما بلوچ در اين ميان چكاره است؟ در پاسخ به اين سئوال بهتر است داستان غم انگيز يك قرباني را برايتان بنويسم داستاني كه در واقع زندگينامه هزاران نفر جوان بلوچ است. جوان بلوچي به نام سعيد وفوق ديپلم الكترونيك در مصاحبه اداره برق جهت استخدام شركت مي كند كه متاسفانه به محض ورود به اتاق مصاحبه كننده وبدون پرسش سئوالات مرتبط وبا بيان مسائل مذهبي از اتاق اخراجش مي كنند و رد مي شود . اين جوان با توجه به اينكه فوق ديپلم هم داشته براي رانندگي سرويس ادارات دولتي وحتي آبدارچي ونظافت چي شدن به تمام ادارات وسازمانها مراجعه مي كند وكسي قبولش نميكند . به ناچار نزد يكي از اقوام خودش مي رود والتماسش مي كند تا ماشين پيكانش را كه روزها خودش با آن كار مي كند به او بدهد تا شبها به جاي استراحت با آن مسافركشي كند . چند ماهي اين كار را انجام مي دهد و ماشين را صاحبش مي فروشد وسعيد بيكار مي شود چند نفر به وي مراجعه مي كنند وپيشنهاد مي دهند كه براي حمل مواد مخدر به افغانستان برود واز افغانها بخواهد كه وي را براي حمل موادعبوريشان از مسير زاهدان براي مدتي استخدام كنند . اما هم خود سعيد وهم خانواده اش مخالفت مي كنند تا اينكه يك فردي ديگر وي را به عنوان راننده با خودش براي حمل گازوئيل به بم مي برد بعد از چند بار رفتن سرانجام به دام مامورين مي افتند و فرار مي كنند ودر تعقيب وگريز كنترل ماشين از دستشان خارج مي شود وصاحب ماشين كشته مي شود وسعيد به شدت زخمي مي شود وگازوئيل كشان ديگر به دادش مي رسند سعيد را از ماشين بيرون مي آورند ولحظاتي بعد ماشين منفجر مي شود . (شماوضعيت زندگي خانواده فرد كشته شده را كه نان آور خانواده اش بوده خود تصور كنيد) سعيد به بيمارستان برده مي شود وبعد از بيست روز بستري شدن در ترخيص از بيمارستان مشكل پيدا مي كنند وبا هزار زحمت هرچه در خانه از جمله تلويزيون وفرش داشته اند مي فروشند وهفتصد هزارتومان هم براي مدت كوتاهي از مردم قرض مي گيرند تا بتوانند سعيد را از بيمارستان مرخص كنند . در اين فواصل برادر سعيد حميد هم كه در اول دبيرستان درس مي خواند ترك تحصيل مي كند و براي بدوكي به مرز ميرجاوه مي رود تا شايد بتواند روزي دوهزارتومان كسب درآمد نمايد وبراي خانواده نان خشكي تهيه كند .يك هفته از ماجرا نمي گذرد كه طلبكاران براي اخذ وامشان مي آيند وسعيد از لحاظ روحي تحت فشار شديد قرار مي گيردچنانكه قصد خودكشي مي كند اما خانواده متوجه مي شوند وبه گريه والتماس مي افتند ومانع مي شوند . وسعيد به ناچار به افغانستان مي رود وبه يك افغان معرفي مي شود وبه افغان التماس مي كند تا او را به كار گيرد . افغاني چند روزي سعيد را جهت شناخت بيشر با خودش به عنوان راننده واسكورت وخلاصه اينكه ماشينش را تميز بكند وبه كارهايش برسد با خود همراه مي كند وپس از يك هفته كار مجاني براي افغاني ؛ سعيد را مي گويند براي رفتن آماده شو . چند گزينه به سعيد پيشنهاد مي دهند كه مقصد خودت را با ما به عنوان همراه مشخص كن تا مرز تركيه ؛ اروميه ؛ كرمان وتا كجا مي خواهي همراهمان باشي . سعيد كه هيچگونه علاقه اي به اين كار نداشته نزديكترين را انتخاب مي كند و مي گويند تا كرمان همراه باشي مزد خوبي نميگيري ؛ خلاصه اينكه با كرمان ومزد سيصد هزارتومان موافقت مي كنند .سعيد در راه كرمان به يكي از همراهانش مي گويد كه من اگر بتونم سه بار تا كرمان برم وبرگردم فقط مي تونم بدهيهاي بيمارستانم را پرداخت بكنم واين در حالي است كه دوست داشتم داماد مي شدم . همراهش مي گويد . ما كه فقط حمل كننده هستيم وبا تحمل اين همه خطر در آرزوي يك بار داماد شدن هستيم در حالي كه ارباب(مرد افغاني صاحب مواد) بعد از اينكه مواد به مقصد برسند قصد دارد براي بار چهارم ازدواج بكند .بهر حال پس از آنكه به كوههاي سرآسياب كرمان مي رسند 7 نفر به همراه سعيد با دو ماشين ارباب برمي گردند تا به افغانستان بيايند و مزدشان را بگيرند كه در ميان راه ودر منطقه مين گذاري شده بر روي مين مي روند وسعيد به همراه سه نفر ديگر كشته مي شوند وتنها چيزي كه از سعيد مانده بود چهار انگشتش بود ومابقي خاكستر . اما ماشين دوم تنها مي مانند وآب وآذوقه شان كه در ماشين اول بوده  سخت دچار مشكل مي شوند ودر يك مسير ريگ گير مي كنند وماشين را مي گذارند وپياده راه مي افتند  وپس از چند كيلومتر پياده روي راه را گم مي كنند و هر كدام به سمتي مي رود تا راه را اگر پيدا كرد بقيه راهم خبر كند ودر نهايت يك نفرشان به كمين مامورين مي رسد واز حال مي افتد وپس ازبه هوش آمدن داستان را تعريف مي كند كه ما چهار نفر بوديم وبقيه هر كدام  از فلان نقطه به  سمتي ديگر رفتند . مامورين به همراه يك بالگرد آن سه نفر جوان را هم رد يابي مي كنند و در حالي كه با بدني سوخته در ريگهاي داغ حركت مي كردند از تشنگي وشدت گرما هر كدام در نقطه اي بر روي زمين افتاده و با زندگي وداع گفته اند . آنها درحالي ديده شده بودند كه از شدت گرما پيراهنشان را پاره كرده  وبه پاهايشان بسته بودند.اما نفر چهارم  وتنها بازمانده آن گروه پس از چند روز بستري در بيمارستان ودر مراقبت شديد مامورين به زندان انتقال داده مي شود و قبل از حكم اعدامش اين داستان را براي زندانيان تعريف مي كند در پاسخ به اين سئوال كه چرا اين كار راكرديد ؟ مي گويد وقتي كه شرايط ما آنچنان بحراني بوده كه مثلا سعيد قصد خودكشي مي كند ودنيا براي ما پايان يافته است اين را تنها روزنه وتبصره اي براي ماده محكوميت خود به خودكشي متصور بوديم كه اگر به سلامت بريم وبرگرديم شايد گره اي از مشكلاتمان گشوده شود واگر نه به همان سرنوشت خودكشي اما تحت عنوان ديگردچار مي شويم. و سر انجام اعدام او همزمان مي شود با ازدواج ارباب در افغانستان وترفيع درجه ماموريني كه وي خودش را به آنها رسانده بود و انعكاس خبر متلاشي شدن يك باند بزرگ اشرار وقاچاقچيان مسلح موادمخدردر رسانه اما هيچكس از فقر وتبعيضي كه منجر به اين سرنوشت شد ننوشت..

انجمن صدای عدالت
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

تا جان در بدن داریم وتا قطره خونی در وجودمان باقی هست ایستادگی خواهیم کرد وهرجا بی عدالتی را مشاهده کنیم جهت نابودی آن گام خواهیم برداشت...

وشعار «یعقوب مهرنهاد آزاد باید گردد»را مرگ از زبانمان قطع خواهد کرد...پس بکشید ما را تا زنده شوند مبارزین جان گذشته ای دیگر...

مبارز بلوچ اعلام می کند تا آزادی مهرنها از هیچ کوششی دریغ نمی ورزد و تا۲۰روز دیگر اگر تکلیف یعقوب مهرنها مشخص نشود مسئله را رسانه ای خواهیم کرد وباعث رسوایی ظالمان وستمگران خواهیم شد پس التیماتوم ما را جدی بگیرید چرا که در ادامه رسانه ای شدن مسئله رهبرمان به خیابانها خواهیم ریخت وخون خود را فدای یعقوب مهرنهادخواهیم کرد.

دیگر صبرمان به پایان رسیده واز تمام اصحاب رسانه ومخالفین ومنتقدین ودوستان وهمه همه می خواهیم برای آزادی یعقوب مهرنهاد متحد شوند.

آماده شهادتیم (لااله الاالله ومحمدرسول الله) ما حاضریم دستگیر بشیم حاضریم اعدام بشیم وآماده کشته شدنیم اما به هیچ وجه اسارت مهرنهاد را تحمل نخواهیم کرد.به خدا قسم از این کارهایتان پشیمان خواهید شد ولی پشیمانی سودی برایتان نخواهد داشت.

مهرنهاد را آزاد کنید وراه تعامل را نیز باز...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

واجھ یعقوب مھرنھاد انجمن صداء عدالتء کماشنت و چھ 27 اپریل 2007 دیم پھ انگو ایرانی واکانء بندیگنت۔ آئی وتی تران گؤستگیں قربانیانء عیدا اے ڈؤلا بنگيئج کتگت؛

ھر راجےء آیندھا شھزانت و وانندہ گیشیئننت۔ اشیا ھم ھچ شک نیستنت کھ ملکانء دیمرئی و پدمنتگیاں تھا وانندھانء دست مزنتریں واکنت۔
یک راجے کھ چھ وانگا زبھربیتگ آئیا مدام ماں سرا لگـّتگ و دگرانء غلام منتگ۔ کؤریں باورانء بندیگ، گژن، نادراھی گیئشتر ھمے ڈولیں مردمانء نیاما جاہ کننت۔ اے ڈؤلیں مردم چھ راجی فکراں زبھرنت۔ ۔۔۔۔۔ ما ماں وتی صوبھا وانگ و زانگء پڑا گؤں بازیں دلسیاھیاں گر چیلّنت۔

مئے صوبھا و آدگھ صوبھانء نیاما فرق سک باز ھستنت۔ مئے وانؤک مدرسھ و کلاسانء کمّیء آماچنت۔ اے زبھری ترسناکنت و سرکارا اشی یک مزنین بیھارے منـّگ لؤٹیتنت۔ چیاکھ اگر وانگ و زانگء بنجاھاں ذمھ داریں مردم چھ سرمایھ خرچ وتا یک کرّا بدارنت گڑا آیوکیں وھداں یک گرانیں بھائے دیگا مجبور بنت۔

مئے صوبھء یک دگھ مسئلھے کھ مئے مردمی وتی آماچ کتگنت غریبی انت کھ اشی سوب بیکاری و الکاپیں اقتصادء نھ بیگنت۔ آزادیں بندن، سیمسر و دگھ پوٹنشلانء واھند بیگء باوجود پدّریں غریبی صوبھء مانگيشتگترین جاورنت۔۔۔۔ ذمھ دار باید کارے بھ کننت۔ البت تا وھدے کھ ماں ملکء صوبھ و ٹک و قبیلھانء نیاما وسیلھ بروبریا بھر بن نھ بنت ما پدمنتگيء شاھد ماننت۔

ھمے بزگي، زبھری و غریبیء سوبنت کھ مرؤچی ملکء واکاں بے حسابیں خرچاں گؤں ھزارانء سلاحبندیں رستگاری مردم ماں اے صوبھا دیم داتگنت۔ مرز بستگنت، مھلوک گٹگیرنت و بران برانا راھزنی، مردم دزی و لوٹمارء ڈوبھا ما مردمانء پاھوا درنجگء شاھد بیگا انت۔ (اے) شومّين تاوان وت غریبی و ناداری، و فرھنگی پدمنتگيء شوندارنت۔

اے چاگردء بچاں درنجگء حکم دیوکین واکاں ھچبر آھانء خلافا ثبت کتگیں جرماں چھ آدیم چم شانک داتگنت و اشانء جرمء اصلی سوب گؤں کوّاسین دیدے چارتگنت؟ پھ اشانء ریئشگانء درمان کنگا گامگیئجے زیرگ بیتگ؟

صوبھء ناما سیستان و بلوچستان کنگا مشکل حل نھ بنت۔ باید گؤں بزّگياں جنگ کنگ بھ بیتنت۔ رھبرانء فکرانء تھا بدلی آيگء مارا ضرورتنت۔ ۔ ۔۔ یک ھنچیں وھدیا کھ پھ ھر راج و قبیلھء سرپد بیگا دوستیء دستا شھارگ پکارنت؛ گؤں آھانء مارشت و مذھبء گونجگا مھلوک ترسینگ بیت نھ کننت۔ ۔۔۔ شمئے اؤپار و دلگؤشء منتواراں
http://mehrnehad.blogfa.com/post-37.aspx واجھ مھرنھادء سرجمیں فارسی ترانا اے لنکا بھ وانت۔

منبع:تفتان

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

 

منبع:http://www.rojabaloch.blogfa.com/

بازداشت شد ، رنج ها و شکنجه ها دید چون اعتراض کرد ،

حرف زد ، مطلب نوشت ، حق و حقوق خواست نه برای

خودش بلکه برای جامعه و برای ملتی که باید از خواب غفلت

برخیزند .

یعقوب مهرنهاد از چهره های شاخص جامعه NGOیی ایران

و دبیر کل انجمن جوانان صدای عدالت نزدیک به ۶ ماه است

که در بازداشت و بلاتکلیفی به جرم دفاع از حق و حقوق ملت،

 به جرم عدالتخواهی و تلاش در جهت کاهش دردها و افزایش

 منافع مردم محروم و فقیر به سر می برد .

انجمن جوانان صدای عدالت از شفافترین نهادهای جامعه

 مدنی بود که با هدف ایجاد ارتباط انسانی و مستمر بین

 شهروندان و دولت و تلاش در جهت بهبود وضع ، رفع یا

کاهش مشکلات جامعه توسط عده ای جوان کوشا و از

خود گذشته در سال ۱۳۸۰ تاسیس گردیده است و یعقوب

 مهرنهاد با تلاش های شبانه روزی به عنوان دبیرکل و

سخنگوی انجمن در جهت رسیدن به اهداف مشخص

و انسانی تمام اقدامات و فعالیتهایش را علنی و آشکار

انجام می داد . سخنرانی هایش در همایش ها و

مراسم های مختلف و فعالیت صادقانه و مستمر

در دفتر مرکزی انجمن گواه این مدعا است .

 قطعا هیچ مجرمی در بطن جامعه و اینگونه فعالیت

 نخواهد کرد البته اگر رسیدگی به مشکلات و مسائل

جامعه و تلاش در جهت رفع آن جرم باشد .

بازداشت و شکنجه بزرگ مردی چون مهرنهاد و منحل

کردن انجمن جوانان صدای عدالت حرکتی در جهت

از بین بردن مدنیت و ترویج خشونت غیرمنطقی

در جامعه خواهد بود که مطمئنا عواقب ناخوشایندی

را برای دولت و ملت در بر خواهد داشت .

زمانی که نتوانیم با گفتگو و اعتراض منطقی و زبان قلم

 مشکلات و مسائل جامعه را مطرح نمائیم و به نتیجه

برسیم پس چه باید کرد ؟ آیا زمان آن رسیده که قلم ها

را بشکنیم ؟ آیا باید مشکلات و خواسته های جامعه را

با خون و خونریزی و کشت و کشتار مطرح کنیم ؟

چه کسی پاسخگوی این سئوالات است ؟

 هرچند که با بازداشت فعال مدنی یعقوب مهرنهاد و

 برخوردهای قهرآمیز دولت با عدالتخواهان انجمن جوانان

 صدای عدالت هر کسی به راحتی می تواند پاسخ این

سئوالات را بدهد چرا که اگر مسئولین و دولت مخالف

فعالیتهای مدنی نبودند هرگز چنین برخوردی نمی کردند

 و اجازه نمی دادند که دبیر کل نهادی مردمی نزدیک به ۶

ماه در بازداشت و بلاتکلیفی به سر برد بدون آنکه مرتکب

خطایی جز مدنیت شده باشد .


ما خواهان آزادی هستیم .

آزادی بیان

آزادی فعالیت اجتماعی 

آزادی یعقوب مهرنهاد


جمع کثیری از فعالان اجتماعی زاهدان     

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

در بیانیه که توسط دانشجویان استان تکثیر شده بود نکته بسیار مهمی ذکر شده که یقینا باید مورد توجه قرار گیرد.

در پایان بیانیه دانشجویان گفته بودند"دستگیری آقای یعقوب مهرنهاد هیچ گونه مصداق قانونی ندارد وبر خلاف صریح قانون اساسی بوده و ضمن محکوم نمودن دستگیری وبازداشت آقای مهرنهاد آن را نقض قانون وحقوق شهروندی دانسته واعلام می داریم به هر دلیلی واتهامی که آقای مهرنهاد محاکمه شود آن مقصد وراه ما خواهد بود و آن را با تمام وجود ادامه خواهیم داد...

بله،این سخن دانشجویانی است که سالهای متمادی مورد بی مهری ها و بد رفتاری های جهت دار مسئولین در استان خودشان واقع شده بودند حالا این دانشجویانی که تاکنون سکوت اختیار کرده بودند بازداشت مهرنهاد مورد تحرک آنان قرار گرفته و برای مبارزه با بی عدالتی دل به فعالیت های مدنی بسته بودند که دستگیری مهرنهاد که فعالی مدنی  و شخصیتی صلح طلب در جامعه ما  و جهت حل مشکلات مردم گفتگو را بر هر عملی دیگر ترجیح می داد آنان را نسبت به این روشها بد بین نموده بنا بر سنت حکومت که عدالت خواهان را با برچسب هایی که در اختیار دارد مورد محاکمه قرار می دهد باید متذکر شویم که استفاده از انگ وبرچسب باعث رسوایی خودشان می گردد ومنجر می شود  ناخودآگاه در جامعه پدیدار خواهد گشت.

مبارز بلوچ    mobarez58@yahoo.com

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

 دانشجویان استان سیستان وبلوچستان به مناسبت فرارسین عید سعید فطر بیانیه ای جهت حمایت از زندانیان سیاسی صادر نمودند که یک نسخه از آن به دست ما رسید ومتن بیانیه عینا بدین شرح می باشد:

در فضاي نيمه آزاد سياسي كه پس از رويداد دوّم خرداد در كشور پديدار شد، قشر عظيمي از جامعه ايران كه تا آن زمان خاموشي را برگزيده بودند و بويژه نسل جوان، به تكاپو و مشاركت جويي برخاسته و با تشكيل احزاب و نهادهاي مدني جديد به پيگيري مطالبات خود پرداختند. «انجمن جوانان صدای عدالت» (كه امروزه از تشکل های شناخته شده در سطح کشور ودارای بیش از چهار هزار عضو در سیستان وبلوچستان) از جمله حرکت های مدنی است كه در اين شرايط و به همّت گروهي از جوانان آزاديخواه و عدالت طلب تحت رهبری جوان متفکر وروشنفکر آقای یعقوب مهرنهاد می باشد،که نخست در استراتژيك‌ترين منطقه كشور (سیستان وبلوچستان) پايه گذاري شد و بتدريج عليرغم محدوديتهاي شديدي كه شرايط سياسي حاكم و نيز ويژگي جوان بودن اعضاي آن بر آن تحميل مي‌كرد، توفيق اين را يافت كه دفاتر و شعبات خود را در سراسر استان وبرخی نقاط کشور داير كند. رفته رفته فعاليت گسترده و چشمگير انجمن جوانان صدای عدالت در بُعد سازماندهي و هماهنگ سازي نيروهاي جوان در تشكيلاتي وسيع و منسجم در راستاي مبارزات وفعالیت های مسالمت آميز و كوششهاي آن در جهت پيامرساني‌هاي لازم در سطح جامعه و روشنگري و تنوير افكار عمومي كه بازتاب جهاني مي‌يافت، بر حاكميت گران آمد و حسّاسيت آنرا بنحوي برانگيخت كه در ماههاي اخير منجر به دستگيري دبيركل واعضای شورای مرکزی و احضار و بازجويي از شمار فراواني از اعضا و هواداران انجمن در شهرزاهدان توسّط وزارت اطلاعات،  براي آنان شد. یعقوب مهرنهاد دبيركلّ انجمن پس از حدود شش ماه همچنان در بازداشت بسر می برد.

دستگیری وبازداشت این عزیزان کاملا غیر قانونی می باشد وبنابر اصل۲۶و۲۷قانون اساسی مبنی بر آزادی تشکل ها واحزاب وانجمن های سیاسی وآزاد بودن گردهم آیی است.

علیرغم این دو بند از قانون اساسی آقای یعقوب مهرنهاد در۶/۲/۸۶پس از برگزاری همایش بزرگ وسالیانه جوانان پرسشگر ُمسئولین پاسخگو که با حضور بیش از۷۰۰نفر از مردم برگزار شد دستگیر شدند .

همچنین طولانی شدن بازداشت آقای مهرنهاد صریحا بر خلاف اصل۳۲قانون اساسی می باشد وبر اساس برخی گزارشات ایشون در زندان تحت شدیدترین شکنجه های روحی وجسمی جهت گرفتن اعترافات اجباری قرار دارد که این نیز بنابر بند۳۸قانون اساسی جمهوری اسلامی عملی کاملا غیر قانونی می باشد.

دانشجویان استان خواستار اجرای صحیح قانون  و ضمن محکوم نمودن دستگیری فعالان مدنی بلوچستان و در راس آنها دستگیری رهبر جوانان بلوچ آقای یعقوب مهرنهاد خواهان آزادی سریع وبی قید وشرط ایشان می باشد واعلام می داریم آقای مهرنهاد به هر اتهامی محاکمه شود آن، راه وهدف ما خواهد بود چرا که ما الهام گرفته از راه مهرنهاد هستیم.

دانشجویان استان سیستان وبلوچستان

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

اي هم‌قفس ، اي هم‌نفَس ، ما در قفس ، واي از نفَس
او در قفس ، رفت از نفَس ، يك فوج آهو در قفس
طوطي ، چو آمد در قفس ، الكن شد از اين قفل خس
يك همهمه در اين قفس ، كو صاحب قطع نفَس
يك ملتي اندر قفس ، تقويم عصري بي‌نفَس
سوز و گدازم در قفس ، آئين پاكم بي‌نفَس
من خانه سازم در قفس ، بيرون شوم از اين نفَس
من ناله كردم در قفس ، آواره كردم اين نفَس
صدپاره كردم اين قفس ، آزاده كردم اين نفَس
ني معبدم، ني مسجدم ، عاري شد اندر اين قفس
اشكم نگر ، خون جگر ، جوشد به فقدان نفَس
روزت گرامي ، شير ما ، افتاده‌اي اندر قفس
*
از غلظت زجر و تعب ، وامانده‌اي از هر نفَس
مي‌رفت موج ارجعي ، از آسمان اين قفس
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

جمهوری اسلامی درحالی از جرج بوش دعوت می کند به ایران سفر نماید وسخنرانی کند که خود به مردم ایران اجازه سخن نمی دهد...

حکومت می خواهد وانمود کند که آزادی بیان در ایران وجود دارد در یک اقدام نمادی ومکارانه از رئیس جمهور امریکا دعوت کرد به ایران بیاید وسخنرانی کند این در حالی است که مردم ایران اجازه گفتن سخن را ندارند وبسیاری به خاطر سخنرانی بازداشت وشکنجه می شود یکی از این افراد آزاده آقای یعقوب مهرنهاد هست که به خاطر فعالیت های مسالمت آمیز وافشای جنایات مستکبرین حدود شش ماه هست که بدور از حقوق انسانی واسلامی در شرایط بسیار وخیمی در بازداشت قرار دارد.

                             

         

                         

مهرنهاد در۶/۲/۸۶ پس از برگزاری همایش مسالمت آمیز جوانان پرسشگر،مسئولین پاسخگو به همراه تعدادی از همرزمانش دستگیر وبازداشت شدند وتحت شکنجه های طاقت فرسا جهت گرفتن اعترافات اجباری قرار گرفتند...

جمهوری اسلامی زمانی می تواند ادعای آزادی بیان کند که این عزیزان در بند نباشند و ما باری دیگر به درخواست مان مبنی بر آزادی یعقوب مهرنهاد پافشاری می نماییم امید است مورد توجه قرار گیرد و ما را وادار به حرکت هایی که خود مخالف آن هستیم نکنند...

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

یعقوب مهرنهاد فعال مدنی ومدافع حقوق بشر در بلوچستان ودبیرکل انجمن جوانان صدای عدالت به خاطر فعالیت های مدنی ومسالمت آمیز خود حدودشش۶ماه هست که در اسارت ظالمان وستمگرانی هست که حتی قادر به شنیدن صدای مخالفی نیستند.

وی فعالی مدنی بوده و مردم استان و کشور وی را بخوبی می شناسند همه مردم شاهدند که مهرنهاد بیگناه وبه اتهام بی جرمی زندانی شد.

البته اسارت،دستگیری وبازداشت رهبر جوانان بلوچ بیشترین صدمه را به کشور وارد خواهد کرد و امیدواریم مسئولان امر این هشدار ما را جدی بگیرند که محاکمه نا عادلانه مهرنهاد فجایع بزرگی را به بار خواهد آورد و مسئول بروز هرگونه نا امنی قطعا خود مقامات هستند که اینگونه بی توجه هستند.

ما در نهایت خیر خواهی هشدار می دهیم که : تداوم سرکوبگری ها بلوچستان را به جهنمی برای دشمنان آن تبدیل نموده و انتظار وقوق عراقی دیگر از جنوب شرق کشور دور از انتظار نخواهد بود...

...وما علینا الا البلاغ المبین...

+ نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ذکر شده که هر اجتماع وگرد هم آیی بدون حمل اسلحه هیچ مانعی ندارد.

یعقوب مهرنهاد به خاطر برپایی همایش جوانان پرسشگر مسئولین پاسخگو توسط نیروهای سرکوبگر دستگیر وبازداشت شدند که این کاملا با قانونی که خودشان وضع کرده اند متضاد هست.

ما دانشجویان مردم استان خواهان آزادی سریع وبی قید وشرط آقای مهرنهاد هستیم وباری دیگر به مسئولین امر هشدار می دهیم ادامه روند بازداشت مهرنهاد موجب عکس العمل های جدی از طرف ما خواهد شد واین موجب بدنامی دولت خواهد شد.که در شرایط کنونی به نفع کشور نمی باشد.

ما خواهان آزادی مهرنهاد هستیم...

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

۶ماه از دستگیری وبازداشت یعقوب مهرنهاد فعال مدنی می گذرد و ادامه روند بازداشت ایشان مصداق سخن رئیس دانشگاه کلمبیا هست که به احمدی نژاد گفت:شما چرا در کشورتون از انتقاد می ترسید ومنتقدین وفعالان مدنی و روزنامه نگاران را به خاطر انتقاد زندانی می کنید.؟؟؟

واقعا چرا اینگونه باشد؟تاکی اندیشه را حبس می کنند؟تا کی عدالتخواهی وآزادیخواهی را که در تار وپود جوانان ما رخنه کرده را اسیر می کنند؟

من با نهایت خیرخواهی به مسئولین امر هشدار می دهم دست از این همه سرکوبگری بردارد وفورا یعقوب مهرنهاد را آزاد کند چرا که زندانی کردن ایشون در آینده مایه رسوایی حکومت خواهد شد..

ما خواهان آزادی بی قید وبند مهرنهاد هستیم،مگر او چه کرد جز ابراز عقیده...

رئیس جمهور یه چیزی دیگه ای هم گفت وی ابراز داشت ما فقط قاچاقچیان مواد مخدر را تیرباران واعدام می کنیم!!!!!!!

کاش رئیس دانشگاه کلمبیا از وی سوال می کرد مگر رویا سارانی دختر بچه ای که در راه بازگشت از مدرسه به خانه قاچاقچی بود که اینگونه اورا تیرباران وبه شهادت رسانیدید؟

آخر رئیس جمهور با چه مدرکی در نیویورک از آزادی و دموکراسی در ایران سخن می گفت؟

این چه آزادی هست که جوانی به خاطر عدالتخواهی باید زندانی وشکنجه شود؟

همچنین آقای احمدی نژاد چندی پیش گفته بود جوانان عدالت را فریاد بزنند!!!!!!!!!!!

چگونه می شود عدالت را فریاد زد که عدالت خواهان را سرکوب می کنند؟شاید منظور رئیس دولت آن بوده که باید بی صدا فریاد زد...

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

با درود بر تمامی عزیزان

نمی دانم طعم زندان ، فشار و خفقان ، تهمت و کتک و ... چشیده اید یا خیر ؟

روزی شاید افشا شود چه بر سررهبرمان بعقوب مهرنهاد آوردند در سیاهچالهای ولی فقیه !

اما امروز برایتان یک تکه کوچک از فیلمی از یک بازجویی را در اینجا گذاشته ایم

  

توضیح : این تکه از فیلم به نقل از سایت رادیو صدای ایران است و در اینجا بیشتر به این منظور اورده شده تا عزیزان که تا بحال ندیده اند و یا تجربه نکرده اند کمی بفکر فرو روند و بهتر پی به ماهیت والیان ام القرای اسلامی ببرند

 

به امید ایرانی آباد و آزاد

 

 برای دیدن فیلم کلیک کنید

 

 و یا کلیک راست و انتخاب گزینه : save target as ...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

پیام زنان آزادیخواه زاهدان:

 یعقوب مهرنهاد را آزاد کنید

زندانی سیاسی آزاد باید گردد

تعرض جمهوری اسلامی به فعالین و رهبران اعتراضات مردمی را باید پس زد. پس از اعدام وقتل مردم بلوچ اکنون جان زندانیان سیاسی در خطر است. در این میان چندین ماه ازادامه  بازداشت غیرقانونی یعقوب مهرنهاد،از فعالین مدنی می گذرد و دستگاهای امنیتی رژیم جنایتکار اسلامی هیچ خبری از وضعیت او اعلام نمی کنند. متاسفانه تلاشهای خانواده اوبرای آزادیش تا کنون نتیجه ای نداشته است. در این زمان تنها صفوف اعتراضی آزادیخواهان و مردم است که می تواند جمهوری اسلامی را به عقب براند. کلیه فعالین اجتماعی  دانشجویی ، زنان و کارگران باید متحدانه خواستار آزادی یعقوب مهرنهاد و کلیه زندانیان سیاسی شوند. نباید گذاشت که رژیم در سایه فضای ملیتاریستی و نظامی منطقه  به راحتی امنیت زندانیان سیاسی را به خطر اندازد. ما جوانان وزنان آزادیخواه شهر زاهدان ضمن قدر دانی از کلیه آزادیخواهان در سرتاسر دنیا که در این مدت کمپینهای دفاع از زندانیان سیاسی برگزار نموده اند اعلام می دارم که ما نیز در کنار  یعقوب مهرنهاد و کلیه زندانیان سیاسی خواهیم بود و برای آزادی این عزیزان تلاش خواهیم کرد.

متحد باد صفوف اعتراضی مردم برای آزادی زندانیان سیاسی

زنده باد آزادی و برابری 

جوانان وزنان آزادیخواه شهر زاهدان  ۴/۷/13۸۶

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

رئیس جمهور دیروز به پایگاه یکم شکاری رفت وزنگ آغاز سال تحصیلی را به صدا در آورد.

آقای احمدی نژاد در شروع سخنانش گفت:مهر،ماه مهرورزی ماه دوستی و...هست...

حال ما به ایشان می گوییم:مهر،ماه دربند کشیدن مهرنهاد،ماه زندانی کردن صداهای اعتراضی وانتقادی،مهر،ماه به غل وزنجیر کشیدن استعدادها ونخبه هاست.

در ماه مهر بسر می بریم و بازداشت عزیز مهربانمان هنوز ادامه دارد وخدا می داند در چه شرایط سختی بسر می برد ولی باید بدانند ما همیشه به فرزندانمان یادآور می شویم که اگر بخواهند برای حق وحقوق خود مبارزه کنند از راههای مسالمت آمیز ومدنی وقانونی استفاده نکنند بلکه از راههایی استفاده شود که...

+ نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

به نقل از یک سایت بلوچی:

اگر بینی که نابینـا به چاه است          اگر خاموش بنشینی گناه است

اسب زمان بی محابا میتازد و فرصت ها از دست میرود ، اگر دیـربجنبیم روزی خواهد رسید که هیچ امیدی پیش روی خود نمی بینیم.

اما اجازه بدهید ننویسم که دیگر این ملک و مملکت جای نوشتن نیست چرا که  دست بر قلم ها کنج عزلت گزیده و به بنـد کشیده شده اند

مگـر مهرنهاد  چه کرد که چنین رفتار غیر انسانی در حق او روا داشتند ؟

مگر رویا نازنین بلوچ چه خطری  برای این رژیم داشت

مگر امیـدی به آزادی دانشجویان شجاع میرود ؟

مگر کارگران بافت بلوچ چیزی غیر از احقاق حق خود طلب کرده بودند ؟

مگر کپرنشینان چابهار جانیـان بالفطره بودند که چنین مورد آزار و اذیت قرار گرفتند ؟

اینها همه گواه صادقی است که نباید " بایدها " را نوشت

امروز به یقینی رسیدیم که نمی توانیم آن را نادیده بگیریـم به اینکه در سایه ی یک استبداد واقعی بسر می بریم استبدادی که تلخترین وجه آن سوءاستفاده از نام اسلام است ، اگر حکومتی واژه ی اسلامی را یدک نکشد و این همه ظلم و فساد و تباهی در سایه اش مشهود باشد قابل تحمل تر است تا حکومتی با پسوند اسلامی چنیـن بر مردم بتازاند که هیچ طیف و قشر و دسته ای از گزندش در امان نباشد .

ای کاش مسلمانان به جای اینکه پرچم کشورها را  پالان خر کنند و در شهر  رژه روند وسفارتخانه ها را به آتش کشند  غیرت به خرج میدادند و نمی گذاشتند  دین ملعبه دست پاره ای دین فروش قرار گیرد و تعلیمات عزت بخش آنرا چنان مسخ کنند که به عوض سرفرازی و کمال ، سرافکندگی ببار آورد

 

بنشینیم و بیندیشیم!
این همه باهم بیگانه
این همه دوری و بیزاری
به کجا آیا خواهیم رسید آخر؟
و چه خواهد آمد بر سر ما با این دلهای پراکنده؟

جنگلی بودیم:
شاخه در شاخه همه آغوش
ریشه در ریشه همه پیوند
وینک، انبوه درختانی تنهاییم.
این همه باهم بیگانه
این همه دوری و بیزاری
به کجا آیا خواهیم رسید آخر؟
و چه خواهد آمد بر سر ما با این دلهای پراکنده؟
بنشینیم و بیندیشیم!

+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

در آغاز سال تحصیلی جدید دانشجویان استان خود را آماده خیزش بزرگ اعتراضی می کنند.

بنا بر گزارشات رسیده دانشجویان با نشست های متعدد تصمیم به برگزاری تجمعی اعتراض آمیز نموده وتا آخرین قطره خون برای حمایت از یعقوب مهرنهاد با هم بیعت کردند.

آنها ابراز داشتند بیش از این ذلت را نمی پذیریم که ظالمان خون آشام عزیزان ما را دستگیر وشکنجه کنند وما قطعا سکوت در این مورد را ننگ می دانیم وادامه روند مهرنهاد موجبات تشنج ونا امنی را در استان گسترش می دهد و در نهایت دانشجویان تصمیم گرفته ابتداعا به صورت کتبی ومسالمت آمیز از مقامات ومسئولین بخواهند که به درخواست شان مبنی بر آزادی بی قید وشرط فعال مدنی بلوچستان توجه نمایند.گزارشات تکمیلی متعاقبا برایمان ارسال خواهد شد...

+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

 بنا بر گزارشات رسیده در حالیکه نزدیک به ۴۰روز از آغاز اعتصاب غدای یعقوب مهرنهادمی گذرد، هیچ خبری از وضعیت سلامتی آنان در دست نیست و مسولان زندان از ارائه هرگونه خبری در این خصوص خودداری می کنند.این در حالیست که چند روز گذشته اخبار نگران کننده ای راجع به وضعیت وخیم سلامتی این فعال مدنی منتشر شده بود.گفتنی است یعقوب مهرنهاد طی روزهای بازداشت خود توسط تیم امنیتی پرونده تحت شکنجه های قرون وسطایی برای اعتراف به گناه ناکرده قرار داشته اند که در آنها حتی از شلاق و کابل هم برای شکنجه استفاده شده بود.وی در اعتراض به وضعیت نامشخص پرونده و نیز اعمال شکنجه و فشار برای اخذ اعتراف دست به اعتصاب غذا زده است.البته خبری دقیقی در این باره در دست نیست و خبر فوق بر اساس گزارشات مردمی مندرج شده است.

+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |

 تقریبا نزدیک به نیم سال است که فعال مدنی  ورهبری تشکل عظیم ومردمی انجمن جوانان صدای عدالت ،یعقوب مهرنهاد در بازداشت بسر مي برد. اتهام او هيچ مصداق قانوني ندارد و رفتاري که با او مي شود بنيادي ترين حقوق انساني را زير پا ميگذارد. جرم او سخنرانی در همایش های مختلف استانی وکشوری است که در آنها هيچ مطلب اهانت آميز، کذب يا تعرض آميز وجود نداشته. در کجاي قانون، حتی قانون مطبوعات سخت گيرانه جمهوري اسلامي، اين کار جرم تلقي شده است يا کجاي کار او عدول از موازين اخلاقي يا اجتماعي بوده یعقوب مهرنهاد در ۶ اردیبهشت 1386، همراه تعدادی از اعضای شورای مرکزی انجمن، صرفا به‌دليل حضور در یک همایش مسالمت آمیز وقانونی که هيچ شائبه اخلاقي و قانوني به‌آنها وارد نبوده است، بازداشت شدند. سه تن از آنان(رضا قزاقی،عبدالشکورسنگگ زایی وغلامحیدر خانه گیر)پس از بیش از یک ماه حبس آزاد شدند و دو نفر دیگربه نامهای(ابراهیم مهرنهاد ونصیر براهویی)پس از سه ماه اسارت آزاد شده اما یعقوب مهرنهاد، که عهده دار رهبری این تشکل بود، همچنان در سلول انفرادي افکنده شد. گناه همه اين فرزندان آگاه و برناي وطن، ترجيح دادن مشقات و خفقان زندگي در جمهوري اسلامي و درميان هموطنان خود، بر گريز ازکشور و گزينش سرزمينهاي آزاد براي ادامه تحصيل و زندگي است.ما دانشجویان عضو انجمن جوانان صدای عدالت با هشدار به‌مسئولاني که اين روزها بيشترين فشار را متوجه جوانان و دانشجويان جامعه کرده اند، و ضمن نگراني از سرنوشت و آينده جامعه ايراني، در نهايت دلواپسي از سرنوشت یعقوب مهرنهاد خواهان آزادی ایشان مي باشيم.ما از مردم ايران و همه آزاديخواهان جهان به‌ويژه اهل قلم و همه رسانه ها، مطبوعات و سايتهاي اينترنتي، ميخواهيم که بر درخواستهاي خود براي آزادي فوري و بي قيد و شرط مهرنهاد پافشاري کنند. سرکوب استعدادهاي جوانان برومند در اين سرزمين به‌منزله‌ی تاريک کردن آينده کشور و اميد بشريت است.

اعضای انجمن جوانان صدای عدالت،هواداران وحامیان فعال مدنی بلوچستان وزندانی سیاسی ایران آقای یعقوب مهرنهاد(مبارزبلوچ)

+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ |