چرا باید یعقوب مهرنهاد ۸ ماه به نا حق و بی علت در بازداشت و بلاتکلیفی به سر برد ؟
کجای قانون اساسی آمده است که اول فرد را بازداشت کنید و بعد تحقیق کنند تا بدانند که آیا جرمی مرتکب شده یا نه ؟
چگونه می توانند با وجود این همه شاهد بر بی گناهیش او را محکوم کنند ؟
چرا مسئولین به درخواست جوانان و دانشجویان مبنی بر آزادی فعال مدنی ، یعقوب مهرنهاد اهمیت نمی دهند و سکوت کرده اند و با وجود اینکه خود نیز بر بی گناهیش یقین دارند هیچ گامی در جهت آزادی ایشان بر نمی دارند ؟
چه کسی پاسخگوی عواقب این رفتار ها خواهد بود ؟
چه کسی باور می کند وطن پرستی چون مهرنهاد جرمی مرتکب شده باشد ؟ کسی که همواره جوانان را تشویق می کرد تا در جهت آبادانی شهر و کشورشان تلاش کنند و سعی کنند همیشه افرادی مفید برای جامعه و باشند چگونه می تواند مجرم باشد ؟؟؟!!!!
این سئوالات حداقل سئوالاتی است که اذهان اقشار مختلف را به خود مشغول کرده است و مطمئنا مسئولین روزی باید پاسخگو باشند و هیچ کس در مقابل عواقب این رفتارها جز مسئولین استانی و کشوری پاسخگو نخواهد بود .
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ
|
بپا ایا دلاوران به سوی جبهه وجهاد
به بخت رزم بی امان
یورش بری به دشمنان
به جبهه ها نموده رو
پی نجات ملک شان
خروش این سنیان
رسد به عرش کبریا
به نازنین جوانان
به همت وقیامتان
به مهرنهاد عزیزتان
به قصد رزم بی امان یورش برد به دشمان
حریق سرخ انبیا
برادران قیام کن
سرود عاشقانه کن
سفر به سوی یار کن
حماسه های بدر واحد
که خوانده یا شنیده ایم
اگر نبوده باورت
کنون به آن رسیده ایم
نمونه های آن ببین
اگر که خود ندیده ای
که می دهد تو را نشان
به روز رزم وامتحان
بیا نشانه ی عمر
به عاشقان او ببین
پیروان او ببین
به نیم شب خدا خدا
دعا کنیم برای مهرنهاد
به قصد رزم بی امان
یورش برم به دشمنان
مبارز بلوچ
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ
|
ای که می دانی فرمان مهرنهاد را بپا
کرده با حب الوطن از قران وسنت دفاع
شاهدان صفحه دوران در تاریخ درود
ای به مرز ملک بلوچستان آفریده افتخار
جان به کف بگرفته در راه خدا بهر عدالت
هم به سرحد وهم به مکران گو درود
ای حماسه آفرین در صف میدان درود
بر یعقوب مهرنهاد حسین دوران درود
بر تو ای رعنا جوان
یعقوب مهرنهاد درود
سوزم از داغ فروزش
ای سعید قنبر زهی
شاد روحت مهربانی
برتو ای رویای کوچک هم درود
رویا سارانی گشت چون غافل شهید
گر جوانی راه حق بگرفت و دست از جان کشید
نوگلی دست اجل از نو ز دست ما ربود
داغ شهدا داده غمی بر غم فزون
از فراق از خون دل جاری شد از چشمان درود
می دهد هر قطره خو شهیدی این پیام
بر مهرنهاد رهبر عدالتخواهان بلوچ درود
ای شهیدان به خون غلطان بلوچستان درود
کشته های بی سر وبی دست وپا صدها درود
می دهد از قطره خون هر شهیدی این پیام
بر مهرنهاد رهبر عدالتخواهان جاویدان درود
لاله های سرخ پرپر گشته ایمان درود
مبارز بلوچ
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ
|
عادل مزاری استاد دانشگاه و فعال سیاسی از خانواده ایی مذهبیست که بنوعی خود را صاحبان انقلاب می دانند چراکه پدر عادل و عماد مزاری ( برادر کوچکتر که مشاور فرهنگی شهردار بود ) یعنی حجت الاسلام مزاری در مبارزات علیه حکومت قبلی نقش فعالی ایفا نموده است وی همچنین از اولین کشته شدگان در مسجد لقب گرفته بهمین دلیل یکی از بزرگترین بلوارهای مسکونی زاهدان به اسم همین فرد ( یعنی شهید مزاری ) است . علاوه بر موارد فوق آیت الله کفعمی خراسانی نیز که در زمان مولوی عبدالعزیز امام جمعه اهل تشیع بود داماد خانواده مزاریست تمام موارد فوق دست به دست هم داده تا این خانوده بعنوان یکی از خانواده های مذهبی شناخته شده در آید اما فرزندان این خانواده یعنی عماد و عادل سال ها بود با سیاست سرکوب و نادیده گرفتن بلوچ و انحصار طلبی زابلی ها مخالف بودند بطوریکه عادل مزاری جز اولین اشخاصی بود که جلسه زابلی ها را بدلیل عدم دعوت از حتی یک بلوچ ترک نمود وی همچنین جز مخالفین سر سخت استاندار شدن دهمرده بود او را می توان اولین منتقد غیر بلوچ دهمرده دانست که عنوان نمود : با روی کار آمدن دهمرده این استان 50 سال به عقب بازگشت .
انتقادات تند و گاها بی باکانه عماد مزاری در قالب مقالات و حتی خبر های پشت پرده همچون اخراج بی دلیل کارمندان بلوچ - یا عدم توجه به فرهنگ غنی بلوچستان و ملت ستمدیده بلوچ تا حد بسیار زیادی باعث گشت تا زابلی های تندرو به فکر چاره ایی در این مورد باشند ( زیرا سخنانشان در معرفی بلوچ ها بعنوان قاچاقچی و شرور داشت زیر سوال می رفت ) بهمین دلیل با تهدیدات گسترده این خانواده از مراجع قانونی و حتی غیر قانونی خواستند بنوعی آنها خود پا را کنار کشیده و به گوشه ایی بخزند
اما ظاهرا این تهدیدات ره به جایی نبرده و زابلی های تندرو حاضر شده اند ریسک دستگیری یکی از اعضای خانواده مزاری که دارای نفوذ زیادی در تهران است را بگردن بگیرند تا باری دیگر مهر تاییدی باشد بر اینکه به مبارزات مدنی نتنها توجه ایی نمی گردد بلکه عاقبتی جز زندان ٬ شکنجه ٬ اعترافات و اتهامات ساختگی و اعدام چیزی دیگری در انتظار این افراد نیست
حال خود به بینید مزاری ها که شیعه اند و آخوند زاده چنین وضعی دارند مبازان مدنی بلوچ همچون مهرنهاد که بلوچ اند و هزاران جرم همچون شرور ٬ قاچاقچی ٬ وهابی و تروریست قبل از تولد برایشان نوشته شده چگونه اند آیا در چنین وضعی می شود صحبت از مبارزه مدنی کرد ؟ یک انسان
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ
|
To, 20.11.2007
Amnesty International
International Secretariat,
United Kingdom,
London
Appeal for Urgent action
Release Yaqoob Mehrnehad from Iranian prison 
Yaqoob Mehrnehad founder and leader of Sedaye Edelat, a youth association in Balochistan in Iran is under arrest since 27 April 2007 with out any charge.
The latest news that we have received he has been moved to Zahidan?s Central jail, previously he have been held by Iranian intelligence service.
Yaqoob Mehrnehad
For several months after his arrest no any visit was permitted under term of imprisonment. Recent visits by family have though been permitted, and these short visits have been performed under extensively stringent govermental supervision. The visits indicate clearly that Mr Yaqoob Mehrnehad has been tortured, and his life in danger.
Taking in the account that the regime?s latest action while arresting and killing social cultural activists in Balochistan with hanging and execution as consequence, his life is in danger in Iranian jail.
We implore thus Amnesty international to start an urgent action to pressurize Iranian regime to free Mr. Yaqoob Mehrnehad as soon as possible.
Thanking you in advance
Yours sincerely
Managing board in Radio Balochi FM - Sweden
www.radiobalochi.org
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ
|
اشاره: پس از دستگیری آقای یعقوب مهرنهاد فعال مدنی بلوچستان دانشجویان طی یک بیانیه هشدار دادند که ترفند وحیله ای بزرگ در کار هست و اولین اقدام دستگیری مهرنهاد هست و اگر این سکوت ننگین ما ادامه داشته باشد راه را بر جنایت های دیگر هموار می کنند وهمانگونه که پیش بینی شد عملی شد پس از دستگیری آقای مهرنهاد رویای کوچک در مظلومیت کامل شهید شد ودیگر مهرنهاد نبود تا فریاد بزند این ستم ستمگران را در این بین دهها جوان دستگیر وبازداشت واعدام شدند مساجد را تخریب واشغال نمودند وعلمای بزرگواری را دستگیر کردند وحال این موزی ها دیگر به خوشان نیز رحم نمی کنند وعادل مزاری مدیر مسئول هفته نامه صبح زاهدان نیز دستگیر شد خدا می داند دیگر چه نقشه هایی دارند که فقط وفقط تنها بیداری وقیام ماست که خواهد توانست جلودار آنها شود وچون دستگیری آقای مزاری را به خاطر نوشته ای در مورد رویا سارانی گزارش کرده اند در زیر متنی در مورد این شهید بلوچستان آورده می شود تا تلنگری باشد وسبب بیداری خفتگان:
چوباید همه دردل خاک رفت خوشا آنکه پاک آمد و پاک رفت
... مظلومیت به خون غلتیدن نو نهالی از جامعه ی برزگ اهل سنت قلب مردم ما را جریحه دار نمود اما این بار واقعه درد آور تر از گذ شته است چرا که خشم و نفرت کینه توزان قلب نوشکفته ای از گلهای بهشتی جامعه اهل سنت ؛ خواهر یا دختر نوجوان جامعه ی ما را نشانه رفت و ما را در داغ او ماتم زده نمود . مردم ما همیشه مظلوم بوده اند اما این مظلومیت درد آورتر است چرا که خواهر کوچک مان هنوز معنی مرگ را نه برای خود بلکه برای هیچ کس دیگر تصور نمی کرد و قدرت دفاع از خود را هم نداشت . ای ستم کاران بهشت را ماوای او ساختید اما آیا تصور نمی کنید روزی فرا خواهد رسید که در پیش گاه عدل الهی گرفتار عذاب درد ناک خواهید شد ؟ یا نه قیامتی نخواهد بود . ای کسانی که لباس امنیت به تن دارید قانون شمارا به برقراری آرامش برای انسانیت فرا می خواند اما از عدوات شما نوجوانان بهشتی ما هم در امان نیستند ؛ پس گوار ایتان باد ( عذاب ٌالیم ) .و اما ای مردم ایران ؛ ای آزاداندیشان ؛ ای کسانی که منادی برپایی عدل علی (ع) و مهدی موعد در زمین هستید ؛ ای کسانی که امید ورود بهشت را دارید ؛ ببینید به خاک و خون غلتیدن دختر نوجوان اهلسنت را به جرم لباس بلو چی ؛ زبان بلوچی ؛ و به جرم حق و اسلام بودن را ؛ ای کسانی که مظلومیت کودکان فلسطینی را فریاد می زنید چرا مظلومیت کودکان اهلسنت را در این گوشه از سرزمینتان نمی بینید ؛ نمی شنوید ؛ و فریاد نمی زنید ؟ و اما شما ای مسئولین حکومتی و محلی ؛ استاندار ؛ ریاست دادگستری ؛ نمایئد گان مجلس ؛ مطبوعات و رسانه ها و ............. شماهایی که تصاویر شهدای تاسوکی را در خیابانهای زاهدان در معرض دیده مردم می گذارید ؛ شمایی که یاد واری شهدای تاسوکی ؛ کورین و دولتی مقدم ها را در استان بر گذارمی کنید ؛ شمایی که زمین ورزش و مدرسه بنام شهدای دانش آموز به ثبت می رسانید ؛ شمایی که تقاضای مدال شجاعت برای شهدای استان و تقاضای ثبت نام شهدا د رکتب درسی به جای شهید فهمیده را می کنید ؛ چرا اخبار مظلومیت به خون غلتین دختر دانش آموز اهلسنت توسط نیروهای تا دندان مسلح انتظامی استان را که باید حافظ امنیت کشور باشند را منتشر نمی کنید ؛ چرا جرم شهادت نونها ل پرپر شده ی اهلسنت ( رویا سارانی 12 ساله ی دانش آموز) را که نه قدرت دفاع از خود ونه خطرافرینی برای مامور سنگ دل انتظامی را داشت اعلام نمی کنید ؟ چرا سکوت کرده اید ؟ آیا سکوت شما دال بررضایت شما از این حادثه نیست ؟ آیا تصورنمی کنید این آتشهای زیر خاکستر و این عقده های سر کوب شده ی جوانان اهلسنت و بلوچ دیری نخواهد پایید که دامن پلید شمارا خواهد گرفت . خواهد رسید ان روز ی که شما دردرگاه عدل الهی به زنجیر کشیده خواهید شد و جوابگوی سکوت و اعمال ننگینتان خواهید بود ( انشاءالله ) و اما شما ای جوانان ؛ نوجوانان و بزرگسالان اهلسنت و بلوچ ؛ شما ای دانشجویان ؛ تحصیل کردگان ؛ فرهنگیان ؛ علما ؛ تجار ؛ معتمدین و سران طوا یف ؛ شما چراسکوت کرده اید ؟ به کدامین دنیای پرزرق و برق دل خوش کرده اید ؟ آیا این دختر و خواهر ما که امروز بدون هیچ گناه نکرده ای به خون غلتید و مظلومانه در دامن خاک قرار گرفت ؛ مگر از ما ؛ شما و جامعه و خانواده ی ما نیست که اینچنین گم نام در خاک مدفون شد آیا این حادثه فقط برای خانواده (رویا ) آفریده شد ؛ آیا ما مصون از این حوادث خواهیم بود ؟ چرا فریاد نمی زنید این مظلومیت را ؟ چرا محکوم نمی کنید جنایت جلادان را ؟ چرا تقدیر الهی توسط این جنایتکاران فقط جوانان و کودکان و نوجوانان ما را به کام مرگ می کشاند ؟ شمارا به خدا قسم به قبرستان های زاهدان و اهلسنت با تفکر بنگرید !!! ما با برنامه ریزی هدفمند این دیوصفتان فقط قبرستانهای مانرا آباد نموده ایم چرا جوانان ما روزانه توسط نیروهای انتظامی به جرم بنزین کشی ؛پارچه ؛ کالای قاچاق ........... راهی قبرستان ها می شوندو ما با دستان خود کودکان مان و جوانان مان را در خاک قرار میدهیم و هیچ تکانی نمی خوریم ؛ فقط دل خوش می کنیم که تقدیر الهی بود و شهادت و بهشت نصیبشان شد ؛ بهشت حق است ؛ اما آیا شایسته است که ما سکوت کنیم و حق زندگی شرافتمندانه ی خود را مطالبه ننمایم ؟ قبول کنیم که من وتو و ما همه مقصریم ؛ پس آگاه شوید و به ندای مظلومیت کودکان مان و جوانان مان پاسخ دهید فریاد بزنید و اعتراض کنید به وعده ی الهی ایمان داشته باشید که خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نخواهد داد تا خود شان نخواهند . و( اما سخنی با خانواده ی داغ دیده ی رویا ی بهشتی ) : داغ شما و غم ازدست دان جگر گوشه یتان غم ودرد تمام جامعه ی اهلسنت است و خون به ناحق ریخته ی این گل بهشتی به ثمر خواهد نشست و دیگر جوانان مارا آگاه خواهد نمود آن روزی خواهد بود که عزت و سربلندی از آن مسلمین خواهد شد ( انشاءالله ) .
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ
|
آره گریه باید کرد به خاطر دستگیری جوانان بلوچ
آره گریه باید کرد به خاطر کارگران ستمدیده بلوچ
آره گریه باید کرد به خاطر زندانی مثل مهرنهاد
آره گریه باید کرد به خاطر جوانان با غیرتی که در جهنمی به نام زندانهای آخوند به دار بیدادی آویخته شدند
آره گریه باید کرد به خاطر اعدامهای بلوچها در زاهدان
آره گریه باید کرد به خاطر آن محکومان بینوائی که بدست این ناانسان ها سنگسار شده اند
آره گریه باید کرد به خاطر جوانان که حتی اجازه شنیدن شعر مکران را ندارند
آره گریه باید کرد به خاطر نقض حقوق بشر در کشور اسلامی
آره گریه باید کرد به خاطر نقض حقوق زنان دربلوچستان
آره گریه باید کرد به خاطر شهرهای بلوچستان
آره گریه باید کرد به خاطر نخلهای سوخته بلوچستان
آره گریه باید کرد به خاطر بریدن زبان ها و شکستن قلمهای
آره گریه باید کرد به خاطر ظلم و جور و تعدی به اقلیت های مذهبی
آره گریه باید کرد به خاطر حلبی خواب ها و کارتون خواب های شهرهای بلوچستان
آره گریه باید کرد به خاطر اجاره نشینانی که آرزوی داشتن یک چهار دیواری را به گور خواهند برد
آره گریه باید کرد به خاطر نابودی زبان و تاریخ بلوچ
آره گریه باید کرد به خاطر نابودی صنعت کشاورزی بلوچستان
آره گریه باید کرد به خاطر نابودی هنرهای زیبایش مانند سینماو تئاتر و موسیقی
آره گریه باید کرد به خاطر دانشجویان مجروح و کتک خورده ی دانشگاه ها
آره گریه باید کرد به خاطر نقض قانون اساسی عقب افتاده ی اسلامی خودشان
آره گریه باید کرد به خاطر جوانان بلوچ که به دام مواد مخدر افتاده اند
آره گریه باید کرد به خاطر عبدلمالکها که به جای تحصیل مجبورند اسلحه به دوش بگیرند
آره گریه باید کرد به خاطر طلبه های بلوچ که شستشوی مغزی میشوند
آره گریه باید کرد به خاطر روشنفکران بلوچ که از اعدام حمایت میکنند
آره گریه باید کرد به خاطر سازمانهای سیاسی بی لیاقت
آری گریه باید کرد به حال جوانان بلوچ که هروز کشته می شوند و سازمان های مدافع حقوق بشر ساکتند
آری گریه باید کرد که منتظر غیر نشستیم
گریه باید کرد که در جهان خشونت و ترور و وحشت ما می خواهیم با یک گل بهار را به خانه بیاوریم
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ
|
گفتگوی متمدنانه در جامعه ایی امکان پذیر است که فرهنگ گفتگو و مذاکره در آن جامعه نهادینه شده باشد در جامعه ایی که وبلاگش فیلتر می گردد روزنامه نگارش زندان می شود و فعال سیاسی اش همچون مهرنهاد به سیاه چال می افتد و یا اعدام می گردد نمی توان انتظار داشت که در مقابل این خشونت ها گفتگو ره به جایی برد و یا اصلا به گفتگو توجهی شود . و همانگونه که خود فرموده اید خشونت خشونت به بار می آورد
نمی توان نشست و دید سرزمینمان غصب گشته هر روز کشته می شویم به بیانه های عفو بین الملل نیز توجه نمی شود کسی برای درد و رنج این ملت دل نمی سوزاند دموکراسی نیز معنا ندارد پس خود شما دوست عزیز و دانا در چنین حالی چه خواهید کرد؟ وظیفه من و شما چیست ؟ آیا جز این است که همان متمدنان در چنین وضعی دست به خشونت زده اند آیا تاریخ ارتش جمهوری خواه ایرلند (shinfen ) و یا مبارزات آزادایخواهان باسک ( bask) در اسپانیا موید این مطلب نیست که دول تمام کشور ها به سخن و مبارزات مدنی بی توجه اند.
یک انسان
+
نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ
|
پس از جمع آوری ۱۶۴امضا در طی کمتر از یک هفته درخواستی به انضمام امضاها به مقامات کشوری وقوه قضاییه ارسال گردید که در آن به طولانی شدن مدت بازداشت آقای مهرنهاد اعتراض شده بود واز مسئولین خواسته شده است هرچه سریعتر تکلیف این فعال مدنی را مشخص کنند وایشان را آزاد کنند...
این اقدام مصلحت آمیز در حالی صورت می گیرد که مسئولین هیچ توجه ای به خواست واراده مردم از راههای مدنی ندارند ولی با این حال جوانان صادقانه پا جلو گذاشتند ودر اولین اقدام خود از مسئولین خواستند تا به درخواست شان توجه کنند حال باید دید مسئولین قوه قضاییه وشخص آقای شاهرودی تا چه اندازه به اراده مردم توجه می کنند...
+
نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ
|
اشاره:مطلب زیر بر می گردد به سه سال ژیش که توسط یکی از دوستداران آقای مهرنهاد نگاشته شده است البته در چند قسمت منتشر شده بود که قسمت اول آن چندی ژیش در وبلاگ مبارز درج شده بود وهم اینک نظر مخاطبان عزیز را به قسمت دوم آن جلب می کنیم...
انجمن جوانان صدای عدالت یا حلقه مفقوده ملت بلوچ ۲
وقتی که به نیکشهر رسیدم وخانواده ام را از بیمارستان به منزل منتقل نمودم پس از آن دقایقی را با مهمانان وعیادت کنندگان گذراندم وبلافاصله فوری به سراغ بولتن انجمن رفتم واین بار شروع به مطالعه سخنرانی آقای مهرنهاد دبیرکل انجمن نمودم که واقعا احساس نمودم که نطقی تاریخی می باشد وای کاش نمایندگانمان در مجلس شورای اسلامی آن را به عنوان نطق پیش از دستور خود در مجلس قرائت می کردند.ابتدای آن آقای مهرنهاد چنین سخن خویش را آغاز نموده بودند که: خير مقدم عرض مي كنم حضور مدعوین گرامي ،مهمانان ارجمند ومسئولینی كه به ماموریت نرفتند و در جمع ما حضور يافتند همچنين به علماي بزرگوار، معتمدين و دانشگاهيان و جوانان عزيز و اقشار مختلف حاضر در اين جمع عرض سلام و ادب و احترام دارم. ازاین مطلب اینگونه استنباط نمودم که شاید بسیاری از مسئولین استان به علت ناتوانی در پاسخگویی به سئوالات جوانان در همایش جوانان پرسشگر ، مسئولین پاسخگو علیرغم دعوت انجمن شرکت نکردند وبه بهانه رفتن به ماموریت از حضور در همایش خودداری نمودند. در ادامه مطلب آمده بود:امسال ما در حالي دومين همايش ساليانه جوانان پرسشگر ، مسئولین پاسخگو را برگزار مي كنيم كه سال 83 سال پاسخگوئي مسئولان به مردم نامگذاري گرديده است و به حيث اين تقارن نيكو و با توجه به آموزه هاي دين مبين اسلام و تعاليم روح بخش كلام الهي و نصايح ارزشمند پيامبر گرامي اسلام (ص) و ارشادات بزرگان دين و بر اساس حقوق مندرج در قانون اساسي، تذكر و انتقاد مشفقانه به مسئولين نظام و دولتمردان را به مثابه اعمال حق و تكليف شرعي و قانوني مردم مي دانيم كه بايد به شكلي آزادانه و با رعايت حدود شرعي، قانوني و اصول نقد علمي انجام پذيرد.از این مطلب غرور آفرین آقای مهرنهاد اینگونه استنباط نمودم که ایشان با تحمل تمامی بی مهری ها وکم لطفی ها برای دومین سال متوالی مصمم به برگزاری این همایش جهت احقاق حق ملت خویش بوده اند واز طرفی دیگر سال 83 را سال پاسخگویی مسئولین به مردم نامگذاری نموده اند وانتظار انجمن با ذکر این دلایل شاید وادار نمودن مسئولین به پاسخگویی بوده است و از طرفی دیگر ایشان به این ادله هم اکتفاء نمی کنند وپرسشگری خودشان را در قبال حاکمیت بر طبق آموزه های قرآنی ،الهی وارشادات بزرگان دین وبر اساس قوانین کشور نه تنها توجیه نموده اند بلکه از آن به عنوان اعمال حق وتکلیف شرعی یاد نموده اند. بیان این مسایل از منظر سیاسی یعنی ایجاد نمودن مصونیت توسط گوینده نقد برای خودش ،که نشاندهنده ذکاوت وهوش خدادادی وسرشار این عزیز دلسوز ملت می باشد . در بخش بعدی از سخنان ایشان آمده بود: وقتي كه نظام كشوري بر مبناي آراي مردم شكل مي گيرد بر همين اساس هم نظارت عمومي را بايد يكي از اركان مهم آن حكومت بدانيم و يكي از نظارت هاي بارز عمومي پرسشگري ملت مي باشد كه در قبال آن بايد مسئولين ، پاسخگو باشند زيرا اگر حكومتي و قدرتي بخواهد سالم بماند و از ديكتاتوري بپرهيزد به نظارت هاي جدي، انتقادهاي سازنده و رقابتهاي سالم نياز دارد و اين بوسيله نهادهاي مدني و رسانه ها و مطبوعات بايد صورت گيرد.آقای مهرنهاد بلافاصله در پایان صحبت های مقدماتی قبلی خویش با زبانی کاملا نقادانه واز طرفی دیگرمدبرانه علنا به حاکمیت می گوید که اگر واقعا شما خود را حکومتی مردمی می دانید باید ناگزیر به قبول نظارت های عمومی باشید. ویادآور می شود که یکی از نظارت های بارز عمومی ، پرسشگری ملت می باشد که در قبال آن مسئولین باید (باید برای تاکید به کار رفته است ) پاسخگو باشند. در ادامه نیز خاطر نشان می سازد که اگر حکومتی وقدرتی نمی خواهد دیکتاتورانه بر مردم حکومت نماید باید از نظارت های جدی ، انتقاد های سازنده و رقابت های سالم که از طریق نهاد های مدنی به مانند انجمن ها ورسانه ها ومطبوعات صورت می گیرد ،استقبال نماید.همچنین ایشان پس از این مقدمه مستدل ومنطقی وارد بحث جوانان می شود ومی گویدکه: جوانان قشر بزرگي از اجتماع هستند و ناگفته هاي فراوان دارند و همواره اين قشر از جامعه در پيروزي انقلاب و در دفاع از ميهن اسلامي خود و در پيشرفت هاو سر بلندي های كشور سهم فراواني داشته اند. ولي هرگز به اندازه سهمشان به آنها بهاء داده نشده است. حتي بعضي ها ديواري كوتاه تر از جوانان پيدا نكرده اند ومسبب بسياري از مشكلات جوانان را مي دانند در حالي كه اين ديدي كاملا اشتباه است و جوانان مسبب حل مشكلات هستند. در اینجا ایشان با اشاره به عظمت قشر جوان واز طرفی دیگر مسایل درونی وناگفته های فراوان آنها بحث حضور این قشر را در صحنه های مهم وسرنوشت ساز کشور یاد آور می شوند واینکه در تمامی مراحل به ثمر رساندن انقلاب اسلامی ودفاع از میهن ودر پیشرفت ها وسربلندی ها دینشان را ادا نموده اند اما پس از توجه ویژه مسئولین به این قشر در آن برهه های اساس زمان وطی شدن کشتی حاکمیت از طوفان های بلا،مجدد به محاق فراموشی سپرده شده اند سخت ابراز نگرانی می نمایند وبه دیدگاه آنانی که در ساحل نجات بوجود آمده توسط همین جوانان حکومت می نمایند ولی آنها را باعث وبانی مشکلات ومعظلات جامعه می دانند، انتقاد می کند وتاکید می نماید که جوانان به عنوان فرصت های مغتنم حلال مشکلات کشور هستند وچه زیبا دراین باره بیان می دارد که: و مسئولان ودلسوزان جامعه اگر به كشوري در حال توسعه فكر مي كنند بايد به توسعه انساني و تكنولوژي نيز فكر كنند وجوانان را يك فرصت بدانند، زيرا امروز جوانان مرتبط و متأثر از جهان امروز حركت مي كنند بنابراين هويت در آنها قابل تغيير است. واین جملاتی بر مبنای شناخت ودرک عمیق می باشند که نیازی به تفسیر ندارند .اما به خاطر یادآوری مکررومجدد عنوان می داردکه:ايران كشوري است با جمعيت جوان و بيش از شصت درصد از جمعيت را جوانان زير 29 سال تشكيل مي دهند. شايد به همين دليل است كه در سالهاي اخير سخن از جوانان ومسائل آنان بسيار گفته مي شود و سازمانهاي متعددي به منظور رسيدگي به مسائل جوانان تأسيس شده است. این مطلب آقای مهرنهاد واقعیتی است که برای مسئولین به مانند آفتاب روشن است اما آنچه که برایشان مشکل است توجه جدی به این امر است البته همانطور که گفتند دراین مدت همه کسانیکه تشنگان قدرت بوده اند از این قشر به مراتب جهت کسب اعتماد سخن ها گفته اند اما سازمانی را به همین خاطر تحت عنوان سازمان ملی جوانان تاسیس نموده اند اما دریغ از یک جو اهمیت.همچنین ایشان با وارد شدن به مسایل ریز دیگر عنوان می دارندکه: آمارهائي كه اخيرا" دربارة معضلاتي مانند بيكاري، اعتياد، بزهكاري و يا كمبود امكانات تحصيلي و مالي و ازدواج ارائه مي شود، سبب ايجاد نگراني در ميان كارشناسان مسئولين و خودجوانان شده است.درطول سالهاي گذشته بحث هاي زيادي درباره مسايل اجتماعي جوانان ايران مطرح شده، برنامه هاي متعددي ازرسانه ها پخش شده و از سوي ديگر، قولهاي بسياري از سوي مسئولان داده شده است.ولي در كمتر برنامه اي بوده كه خود جوانان مشكلاتشان را به زبان خودشان گفته باشند و با كمك كارشناسان به يافتن بهترين راه حل بر اساس واقعيات موجود جامعه بر آمده باشند. اما عليرغم بيان مسائل عنوان شده در استان سيستان و بلوچستان مردم وخصوصا" جوانان كمتر مورد توجه قرار گرفته اند و اين در حالي است كه بيشتر مشكلات را لمس مي كنند.این سخن شاید آنقدر واضح باشد که نیاز به تفسیر وتحلیل نداشته باشد اما نکته قابل تدبر در آن این است که تا زمانیکه به طور جدی به جوانان بهاء داده نشود وآنها در حل مسایلشان سهیم نباشند مسایلشان همواره لاینحل باقی خواهد ماند.ودر این بین بیشترین تضعیع حق را جوانان سیستان وبلوچستان دارند. دبیر کل انجمن جوانان صدای عدالت در ادامه یادآورمی گردد: . امروز جوانان اين استان در بيكاري و بي آيندگي شديد تري نسبت به ساير نقاط كشور بسر مي برند و شمار بيكاران بيداد
مي كند، جوانان ناچارند كه براي تأمين زندگي شان به ديگر شهر ها مهاجرت نمايند و بزهكاری نيز به دليل آسيبهاي اجتماعي، به تناسب بيكاري در جامعه گسترش مي يابد. پديده هائي مانند فقر، فساد، تبهكاري، سرقت، اعتياد و بزهكاري و قاچاق و صدها معضل و مشكل ديگر كه در جامعه وجود دارد فقط و فقط از نبودن اشتغال سالم و وجود مسائل اقتصادي و مشكلات معيشتي مردم است. چنانچه دانشگاهيان با اين دغدغه تحصيل مي كنند كه آيا پس از فارغ التحصيل شدن مي توانند شغل مناسبي پيدا كنند؟ ما با علم به اينكه ايجاد اشتغال مهمترين دغدغه مسئولان است خواهان آن هستيم تا اين دغدغه به چرخه فرايند و عمل در آيد. چون فقط داشتن دغدغه كافي نيست. البته ما متوجه اين مسئله هستيم كه دغدغه اشتغال مختص به استان ما نيست بلكه در سطح ملي و حتي جهاني مطرح است اما ما پتانسيل هاي زيادي را در استان داريم كه قطعا" اگر از آنها استفاده درست و بهينه شود گامهاي مثبتي در راستاي بهبود وضع كنوني در رفع اين معضل بر داشته خواهد شد.واقعا این سخنان حرف دل جوانان وتمام مردم نه تنها استان بلکه کشوراست .آری جوانان ما برای داشتن شغل مناسب به مانند مهاجرین خارجی به شهرهای یزد وکرمان واصفهان ورفسنجان پناه می برند وآقای مهرنهاد منظورشان قطعا این بوده است که اگر به علل وعوامل تمامی جرم های بوجود آمده دراستان نگاهی بیاندازیم قطعا سرنخ همه آنها بیکاری ونبود اشتغال سالم است چنانکه حتی دانشگاهیان ما هیچ امیدی به استخدام بعد ازفارغ التحصیل شدن ندارند.ولحن بیان آقای مهرنهاد اینگونه است که حاکمیت خود نمی خواهد مشکل بیکاری جوانان استان ما را حل نماید چرا که با توجه به پتانسیل های موجود در استان حل این مسئله سهل تر از استان های دیگر است .وی برای اثبات دلایل خود می گوید: خداوند منابع عظيمي را به اين استان ارزاني داشته اما نياز است با همة تلاشهاي انجام شده مسئولين استان بيشتر بكوشند تا با همراهي مردم وضعيت زندگي مردم و آباداني استان به حدي برسد كه در خور شأن اين مردم باشد. ما در استاني زندگي ميكنيم كه واقعا"زمينهايش مستعد كشاورزي است اما متأسفانه با وجود برخي موانع كه در پيش روي كشاورزان قرار دارد. هنوز در جهت ترويج كشاورزي گامي اساسي نهاده نشده است. اين استان استاني زر خيز است معادني كه در اينجا قرار دارند اگر امكان استفاده آنهابه مردم داده نشود واقعا" كفران نعمت خواهد شد از لحاظ بازرگاني با توجه به موقعيت هائي كه اين استان دارد مي تواند به يك قطب تجاري در كشور تبديل شود اما متأسفانه اين استعدادها همچنان بكر و نهفته باقي مانده اند و آنطور كه بايد و شايد از آنها استفاده نشده است. آفرین بر این جوان بلوچ که اینگونه با استدلال به میدان آمده است ود ر جمع صدها نفر از مسئولین بلند پایه استان ومردم اینگونه واقعیت های موجود را باز گو می نماید ومشت رسوایان را باز می نماید.وجالب اینجاست که به این استدلال ها نیز اکتفاء نمی کند وبا فریاد از پشت تریبون اینگونه خطاب می کند: آقايان،استاندار، مسئولين و مديران:
ما جوانان واقعا" خسته شديم از بس پسوند محروم را شنيديم از اول انقلاب تا كنون هنوز اين پسوند استان محروم تغييري نيافته است چراهنوز در راستاي آباداني و رفع محروميت استان تلاش نمي شود. بعد از 25 سال از انقلاب از نظر شاخص توسعه انساني استان ما در رده 28 قرار دارد، مگر 20 سال قبل رده چندم بوده است كه مادلخوشي به رده 28 آن داشته باشيم هنوز می گویید که برای ما خدمت نموده اید .شما بگویید که برای ما چه کرده اید .در سال 65 تعداد بيكاران در اين استان 20% بوده است ولي اكنون بطور واقعي بيش از 50% است اينكه مي گويم اين استان زر خيز است واگر به آن توجه شود قطعا" دروازة توسعه و پيشرفت كشور به حساب خواهد آمد اين است كه تا سال 1368 در استان 16 معدن كار مي كرده است وتا سال 75 به دو برابر رسيده است وارزش توليد معدني در سال 68 سيصد و هفتاد وچهار ميليون تومان بوده است كه در سال 75 به هفت هزار و ششصد وشصت و دو ميليون تومان رسيده است شما فكرش رابكنيد كه اگر تعداد معادن فعلي افزايش يابندچه سرمايه اي عائد استانمان و كشورمان خواهد شد پس چرا روي دريائي از گنج زندگي كنيم و گرسنه باشيم.ایشان با صراحت وشجاعت خطاب به استاندار ومسئولین می گوید که ما واقعا خسته شدیم وبا عزت نفس وبهادری می گوید که چرا در راستای بهبود وضعیت استان تلاش نمی شود ومنظورشان این است که اگر می گوئید که تلاش شده است پس چرا استان ما از لحاظ توسعه انسانی در رده 28 قرار داردوی پس از بیان این جملات به ارائه امار وارقام با استدلال منطقی می پردازد وبسیاری را مظطرب وبسیاری دیگر را با این بیان صریح خود انگشت به دهان می نماید.آقای مهرنهاد در ادامه می افزاید که : ما شكر گزار همه چيز هستيم و هرگز ناشاكري نمي كنيم اما به خدا قسم آنچه كه تا الان در استان انجام گرفته از آنچه كه انجام نگرفته است بسيار كم وناچيزو جزئي است واين قسم خوردن ايشان به مفهوم واقيعتي اشكار است در ادامه آقای مهرنهاد با لحنی آکنده از درد ورنج فراوان شروع به باز گو نمودن یک به یک مشکلات استان می نماید ومی گوید که: در زمينه آموزش و پرورش و سواد داركردن نرخ با سوادي استان سيستان و بلوچستان هنوز هم پايين تر از نرخ با سوادي دركشور است و با توجه به استعداد ها و خلاقيت فرزندان اين استان بخدا شايسته اينها نيست و اينها استحقاق بيشتري دارند آموزش و تحصيل زير بناي هر گونه فرهنگ و فرهنگ سازي است و بايد ايجاد زمينه تحصيل براي همه آن كسانيكه بي سواد هستد و يا محروم از سوادند فراهم گردد. هزاران نفر از كودكان و نوجوانان بومي اين استان به علت فاقد شناسنامه بودن بنا به دلايلي محروم از سواد و درس و مدرسه هستند در بسياري از استانهاي كشور جهت غني سازي اوقات فراغت دانش آموزان، سالانه فقط در تابستان هر سال صدها دانش آموز به همراه بستگان درجه اول خود در راستاي برنامه هاي تابستاني به مكه معظمه اعزام مي گردند و اين در حالي است كه ما در استانمان با كمبود پايگاههاي غني سازي اوقات فراغت دانش آموزان مواجه هستيم و يا اگر است به صورت نمادي مي باشد در استانهاي همجوار با معلماني كار آزموده همراه با كلاسهاي مناسب و با تجهيزات آزمايشگاهي و اينترنتي و... پذيراي دانش آموزان هستند اما در استان ما صدها كلاس كپري وجود دارد كه حتي در سطح كشور يك استثنا ست. حتي در بسياري از مناطق مدارس غير استاندارد باعث گرديده تا انگيزه تحصيل دانش آموزان ما از بين برود در چنين شرايطي چگونه مي شود انتظار داشت دانش آموزان استان سيستان و بلوچستان توان رقابت براي ورود به تحصيلات عاليه را داشته باشند. 85% از مردم كشورازانرژي گاز بهره مند هستند.ولي به بهانه هاي واهي كه در استانهاي جنوبي و از جمله سيستان و بلوچستان گاز رساني فاقد توجيه اقتصادي مي باشد باعث گرديده مردم استان ما بخشي از اوقات با ارزش و گرانبهايشان را در صفهاي طويل گاز بگذرانند و دغدغه داشتن گاز را داشته باشند. سراسر كشور به شبكه حمل و نقل ريلي كشور مرتبط مي شود ولي استان سيستان و بلوچستان كه ميتوان از آن به عنوان يك قطب تجاري ياد كرد و دروازة تجارت شرق كشور و داراي مرز آبي و خاكي با كشور هاي نيازمند محصولات و توليدات داخل ايران مي باشد. هنوز سالهاست كه خط راه آهن آن از كرمان به زاهدان نرسيده است اين در حالي است كه با اتصال اين خط به زاهدان اين استان ميتواند به عنوان پلي بين آسياي مركزي از طريق اخذ حق ترانزيتي در آمد هنگفتي را وارد كشور نمايد توسعه و گسترش صنعت ماهيگيري در استان علاوه بر ايجاد اشتغال براي جوانان مي تواند سهم بسزايي در تأمين گوشت كشور داشته باشد و در هزينه پائين آوردن واردات گوشت به كشور نقش بسزايي داشته باشد. بهرحال در استان سيستان و بلوچستان فرصت هاي جغرافيايي و منابع سرشار طبيعي فراواني وجود دارد كه در صورت استفاده از آنها وضعيت اقتصادي استان و حتي كشور تغيير فوق العاده رو به رشدي خواهد داشت البته بنده از تلاشهاي جناب مهندس اميني در راستاي تشويق سرمايه داران بومي و غير بومي جهت سرمايه گذاري در استان كه موجب اشتغال خواهد شد تشكر
مي كنم ولي بعضي از سرمايه داران گله مند برخي موانع نا معقول هستند كه سد راه سرمايه گذاري در استان است. كه بايد اين موانع از بين بروند زيرا ايجاد صنعت و توسعه صنعتي و تشويق به سرمايه گذاري و برداشت موانع سرمايه گذاري در استان يكي ديگر از راه هاي ايجاد اشتغال سالم وبهبود وضعيت اقتصادي استان است. البته متأسفانه سپرده گذاري هايي كه مردم ما در بانك هاي استان انجام مي دهند هيچ منفعتي براي خود مردم استان ندارد و اكثرا" ثمره آنها به خارج از استان مي رسد و اين امر باعث گرديده تا حتي از پول خود مردم براي توسعه صنعتي استان سرمايه گذاري نگردد آری این سخنان یک فرد در خارج از کشور ویا بیگانه با استان سیستان وبلوچستان نیست بلکه این سخنان آقای یعقوب مهرنهاد دبیر کل انجمن جوانان صدای عدالت است که جوانی 25ساله ومقیم شهر زاهدان ومتولد یکی از روستاههای اطراف زاهدان می باشد .کسی که مردم وبخصوص جوانان استان امیدی فراوان به وی بسته اند وانتظار دارند با در رکاب ایشان وهمراه ایشان قرار گرفتن وضعیت استانشان را به طور جدی وخودتغییر دهند.چرا که بیان وی این است که ،تا به کی به انتظار قیامت نشست ، بر خیز تا صد قیامت به پا کنیم ویا من اگر برخیزم ،تو اگر برخیزی ،همه بر می خیزند ،من اگر بنشینم تواگر بنشینی چه کسی بر می خیزد... ادامه وبخش پایانی سخنان زیبای آقای مهرنهاد را در قسمت بعدی این مقاله تقدیم حضورتان خواهم کرد .ان شاء الله. برای این عزیز وتمامی همرزمان وی در هر کجای دنیا که هستند آرزوی توفیق وسعادت وعزت می نمایم .
ن .بلیده از نیکشهر
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ
|
با تلاش های مستمر وپیگیرانه هواداران فعال مدنی وزندانی سیاسی وروزنامه نگار جناب آقای یعقوب مهرنهاد کمپینی در راستای جمع آوری امضاءهای شما عزیزان تدارک دیده شده است که می توانید در آن پیامی کوتاه بنویسید واز مسئولان ومقامات بخواهید تا هرچه سریعتر ایشان را آزاد کنند.
برای امضا روی لینک زیر کلیک کنید:
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ
|
چہ بلوچی نیوزء نیمگا یک کاگد پہ یعقوب مھرنھادء آزادیءَ ایرانء واکدارانء سرا دیم دیگا نبیسگ بیتگ و انٹرنٹءَ پہ امضاء/سائن کنگا ایئر نت۔ چہ شما دزبندی انت کہ اشیءَ سائن بکنت۔ کاگد انگریزیءَ انت بلے اشیء بلوچی بزانت چؤش انت؛
واجہ یعقوب مھرنھاد وانندھین ورنائے انت و انجمنء صدائے عدالتء چیئرمن/سروک انت۔ آئی سیستان و بلوچستانء مردمانء رفاھی مشکلانء گیشینگا ایمنین جھد کنگا بیتگ۔ آئی کارء رھبندء تھا گون صوبہء واکداران ڈیک ورگ و آھانء دستء چيئرا بیتگین ناروائیان آھان گشگ ھور بیتگ۔
صوبہ واکــداران آئیء اے جھــدا اوپــار کنگء واک نیستت و آئی 27 اپریل 2007 دستگیر کنگ بیت؛ و گندگا آئی سرا چہ درملکیان کمک زیرگء وتگڑین ڈوبہ جنگ بیتگ۔ البت، آ تنے وھدی ھچ قاضیء دیما پیش دارگ نہ بیتگ و ھما تانی بندیگنت۔
مئے واھگنت کہ بنجاھی سرین واکدارانء دلگؤشءَ اے نیمگا گور بہ کنائیننت و چہ آھان دزبندی کننت کہ صوبہء تھا وتی واکداران یعقوب مھرنھادءَ آزاد کنگ حکمءَ بہ دی انت۔ اے ھم بیت کنت کہ آئی بندیگ بیگا بنجاھی سرکار سھیگ مہ بیت۔
آئی آزادی و پدا مان وتی ایمنین جھدا گلائیش بیگ؛ آھان کہ پہ ھنچین واھگانء پیلو کنگا ترنترین گام چست کننت، دلپروش کنت۔
کاگد ادا چارگ و سائن کنگ بیت کنت:.
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ
|
یعقوب مهرنهاد روزنامه نگار وفعال مدنی بلوچستان ویکی از چهره های شاخص صلح طلب پس از سخنرانی در پنجمین همایش بزرگ وسالیانه جوانان پرسشگر،مسئولین پاسخگو که به همت انجمن جوانان صدای عدالت برگزار گردیده بود دستگیر شد که اکنون ۸ماه از بازداشت ایشان می گذرد ولی وی همچنان در بلاتکلیفی بسر می برد ومردم استان سیستان وبلوچستان اعم از شیعه وسنی کسانی که با شخصیت مهرنهاد آشنایی دارند با علم بر بی گناهی و میهن دوستی ایشان خواهان آزادی فوری آقای مهرنهاد هستند.
لذا اگر مسئولین استانی کمی فرا قومیتی وفرا مذهبی بیندیشند متوجه خواهند شد که آزادی مهرنهاد بهتر از اسارت ایشان است و باید از فکر واندیشه چنین نخبه هایی در جهت آبادانی کشور استفاده برد.
آقای مهرنهاد همیشه با خشونت وخشونت گرایی مخالف بوده است که این از نوشته ها وبیانیه هایش بسیار واضح ومشخص است ودر عمل نیز اگر چه از نظر سنی جوان است ولی از بسیاری از جنگ های خانمان سوز طایفه ای وقومی جلوگیری کرده است ودر بسیاری از موارد باعث صلح وسازش بوده است.
امیدواریم ایشون ودیگر زندانیان بی گناه هرچه زودتر آزاد شوند.
امیر بلوچ-شهرستان سرباز
http://mobarez58.blogfa.com/
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ
|
یعقوب مهرنهاد جوان ونخبه بلوچستان وارد هشتمین ماه حبس واسارت شده است و هنوز در بلاتکلیفی بسر می برد که ما جمعی از شهروندان ایرانی خواهان عدالت در مورد یعقوب مهرنهاد هستیم و مقامات قضایی وامنیتی کشور می خواهیم رفتاری مدنی وصلح طلبانانه با مهرنهاد داشته باشند و خواهان عدالت در خصوص ایشان هستیم.
+
نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ
|
ایا ۷ماه برای بازداشت واسارت یعقوب مهرنهاد کافی نیست.ایا این همه شکنجه کافی نیست چرا جمهوری اسلامی به جای استفاده از پتانسیل ها واستعادهای جوانان آنان را در سلول ها می افکناند.
یعقوب مهرنهاد نخبه ای است که باید در جهت ابادانی استان وکشور از وی استفاده کنیم نه اینکه با دستگیری وی باعث خرابی شویم.
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت توسط مبارزبلوچ
|